موسسه قرآنی عصر ظهور اراک

موسسه فرهنگی قرآن و عترت عصر ظهور اراک

حضور جهادی در فضای مجازی

کتاب های معرفی شده


در کربلا چه گذشت؟

در کربلا چه گذشت؟

نويسنده: شیخ عباس قمی
مترجم: محمدباقر کمره ای
انتشارات: کتاب جمکران
تاریخ چاپ: 1397

برگرفته از متن کتاب : کتابی است در مقتل حضرت اباعبدالله علیه السلام به عربی! این کتاب را مؤلف محترم آن در مصیبت حضرت سیدالشهداء نوشته و از بهترین و معتبرترین مقاتلی است که تاکنون به رشته تحریر درآمده است. کتاب از ولادت حضرت شروع شده، سپس در مناقب حضرت و آنگاه تمام وقایع بیعت تا مرحله شهادت حضرت از اول تا به آخر را شرح می دهد. کتاب را عالم بزرگوار "حاج میرزاابوالحسن شعرانی" و همچنین آیت الله محمد باقر کمره ای ترجمه نموده اند . ساختار اجمالی کتاب کتاب یک مقدمه، چندین باب و یک خاتمه دارد. مقدمه آن در مورد ولادت حضرت سیدالشهداء علیه السلام و داستان فطرس ملک است. باب اول: در مناقب امام حسین، ثواب گریه بر حضرت، لعن بر قاتلان حضرت و اخباری که در شهادت حضرت وارد شده است. باب دوم: در ذکر وقایع بعد از بیعت مردم با یزید تا زمان شهادت حضرت! این باب خود بر چند فصل است. این فصول از زمان واقعه مرگ معاویه، بیعت گرفتن یزید از مردم، فرمان یزید بر بیعت امام حسین، خروج امام حسین از مدینه و ورود به مکه، جریانات کوفه و دعوت کوفیان از امام، اعزام مسلم بن عقیل به کوفه، شهادت مسلم بن عقیل، هانی بن عروه و عده ای دیگر از یاران امام قبل از واقعه کربلا (از قبیل میثم تمار، رشید هجری و ...)، خروج امام از مکه به طرف عراق و کوفه، ملاقات با حر و ممانعت او از حرکت امام به سوی کوفه، ورود امام به سرزمین کربلا، وقایع مکالمات عمرسعد با امام حسین علیه السلام، جریانات قبل از عاشورا، شب عاشورا، شروع جنگ در روز عاشورا و شهادت 72 نفر از لشگر حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و شهادت حضرت را شامل می شود. باب سوم، در وقایع بعد از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است که خود، چند فصل را داراست: غارت حرم حضرت حسین علیه السلام، ذکر وقایع عصر عاشورا، بردن اهل بیت از کربلا به کوفه، دفن حضرت اباعبدالله الحسین و سایر شهداء، ورود اهل بیت به کوفه و مجلس عبیدالله بن زیاد و خطبه حضرت زینب و امام زین العابدین علیه السلام، وقایع کوفه از فصل دهم، خبر شهادت امام در مدینه و فرستادن اهلبیت و سرهای شهداء به شام و ذکر وقایع شام و مجلس یزید و شهادت حضرت رقیه و بازگشت آنان از شام به مدینه. باب چهارم، ناله ملائکه و گریستن آسمانها و زمین و اهل آن، بعد از شهادت حضرت را بیان می کند. آنگاه مرثیه و شیون جنیان بر حضرت و شرح حال دعبل و مرثیه های اوست. باب پنجم، ذکر فرزندان و تعداد زوجات اباعبدالله الحسین علیه السلام، فضیلت زیارت حضرت، ظلم و ستم خلفا بر قبر شریف اوست که خود، شامل چند فصل می باشد. کتاب خاتمه ای دارد که در آن شرح حال توابین، خروج مختار و کشتن قاتلان امام حسین به دست او، بیعت مردم با مختار، کشته شدن عبیدالله بن زیاد و آخرین مطلب عاقبت یزید و عاقبت کار مختار است.


یادگاران (کتاب متوسلیان)

یادگاران (کتاب متوسلیان)

نويسنده: زهرا رجبی متین
مترجم: -
انتشارات: روایت فتح
تاریخ چاپ: 1397

برگرفته از متن کتاب : من نیروی برادر احمدم ! سرما پسرک را کلافه کرده بود. سرجایش درجا می‌زد. ته تفنگ می‌خورد زمین و قرچ قرچ صدا می ‌داد. ماشین تویوتا جلوتر ایستاد. احمد پیدا شد. تو مثلا نگهبانی این جا؟! این چه وضعشه؟! یکی باید مراقب خودت باشه. می‌دونی این جاده چقدر خطرناکه؟ دست هایش را توی هوا تکان می‌داد. مثل طلب کارها حرف می‌زد و می‌آمد جلو. ببینم تفنگتو. تفنگ را از دست پسر بیرون کشید. چرا تمیزش نکرده‌ای؟! این تفنگه یا لوله بخاری! پسر تفنگ را پس گرفت و مثل بچه ها زد زیر گریه. تو چطور جرئت می‌کنی به من امر و نهی کنی! می‌دونی من کی‌ام؟ من نیروی برادر احمدم. اگه بفهمه حسابتو می‌رسه. بعد هم رویش را برگرداند و گفت « اصلا اگه خودت بودی می‌تونستی توی این سرما نگهبانی بدی؟!» احمد شانه هایش را گرفت و محکم بغلش کرد. بی صدا اشک می‌ریخت و می‌گفت «تو رو خدا منو ببخش» . پسر تقلا می‌کرد شانه هایش را از دست های او بیرون بکشد. دستش خورد به کلاه پشمی احمد. کلاه افتاد؛ شناختش. سرش را گذاشت روی شانه‌اش و سیر گریه کرد.


سید محمد حسینی بهشتی

سید محمد حسینی بهشتی

نويسنده: امیر صادقی
مترجم: -
انتشارات: میراث اهل قلم
تاریخ چاپ: 1397

برگرفته از متن کتاب : یک جامعه‌ای است که می‌خواهد با اسلام اداره شود؛ می‌خواهد در راه اسلام بماند؛ آن هم اسلام راستین؛ اسلامی را که فقهای متخصص در شناخت اسلام، که با تقوا، روشن‌بین و آگاه به مسائل روز باشند برای مردم بیان می‌کنند. برای این منظور گفتیم جامعه‌ی اسلامی به این شکل اداره می‌شود که رهبری عادل، فقیه، باتقوای متعهد، مبارزآگاه غیردنیاطلب، فقیهی که ریاست‌دوست نیست، ریاست‌طلب نیست، دنیاطلب نیست، مستبد نیست، دیکتاتور نیست؛ فقیهی که مردم‌دوست است؛ فقیهی که مثل رهبر این انقلاب می‌گوید من کاری نکردم، این مردمند که کار می‌کنند... در رأس قوه‌ی مدیریت مملکت قرار می‌گیرد... اگر کسی خیال کند ما می‌گوییم فقها در رأسند، یعنی باید در کبکبه و دبدبه و تبختر و سیادت‌فروشی و بزرگی‌فروشی باشند و به رخ مردم بکشند که مائیم رئیس شما؛ چنین نیست!


داستان راستان

داستان راستان

نويسنده: شهید مرتضی مطهری
مترجم: -
انتشارات: صدرا
تاریخ چاپ: 1397

برگرفته از متن کتاب : بی شک کتاب ارزشمند داستان راستان یکی از شاهکار های استاد مطهری است که داستان های قرآنی را برای کودکان و حتی بزرگسالان با شیوه ای بسیار عالی بیان نموده است. این کتاب که با زبانی شیرین و روان ، و برای کودکان و نوجوانان توسط استاد شهید مرتضی مطهری تهیه شده است شامل داستان هایی آموزنده است . با مطالعه داستان های کتاب داستان راستان علاوه بر اینکه یادی از خاطرات گذشته خواهید کرد می توانید داستان های کوتاه آن را برای کودکان نیز بخوانید تا انها نیز لذت ببرند .این کتاب جلد اول از یک مجموعه دو جلدی و شامل 75 داستان برگرفته از کتب حدیث، کتب رجال، تراجم، تواریخ و سـِیر است.قهرمان داستانها، غالباً پیشوایان بزرگ دین، یا شخصیتهای بزرگوار علمی و فقهی می باشند. به همین دلیل این کتاب " داستان راستان " نام گرفته است.این داستانها علاوه بر آنکه عملاً می تواند راهنمای اخلاقی و اجتماعی سودمندی باشد، خواننده را نیز از این رهگذر با حقیقت و روح تعلیمات اسلامی آشنا می کند. جلد دوم مجموعه " داستان راستان " شامل 50 داستان است که مانند جلد اول غالباً از کتب حدیث و تاریخ اقتباس شده است، و مانند جلد اول، نویسنده از خود چیزی بر اصل داستان نیفزوده ولی در حدود قرائن احوال، داستان را پرورش داده است.


توشهید نمی شوی

توشهید نمی شوی

نويسنده: احمد رضا بیضائی
مترجم: -
انتشارات: دفتر نشر معارف انقلاب
تاریخ چاپ: 1397

برگرفته از متن کتاب : ...درطول مراسم با محمود رضا مشغول صحبت بودیم ،ولی حاج قاسم که امد محمود رضا دیگر حرف نمی زد.من گوشی موبایلم را دراوردم وهمان جا شروع کردم به ضبط سخنرانی حاج قاسم .محمود رضا تااخر ،همین طور توی سکوت بودوگوش می داد.وقتی حاج قاسم داشت حرف هایش را جمع بندی می کرد ،محمود رضا یک مرتبه برگشت گفت:<حاج قاسم فرصت سر خاراندن هم ندارد.این کت شلواری که تنش هست می بینی ؟باورکن این را به زور قبول کرده که برای مراسم بپوشدوالّّّا همین قدرهم وقت برای تلف کردن ندارد!>...


خاطرات سفیر

خاطرات سفیر

نويسنده: سرکار خانم نیلوفر شادمهری
مترجم: -
انتشارات: انتشارات سوره مهر
تاریخ چاپ: 07/01/1397

برگرفته از متن کتاب : وی در بخشی از وبلاگ خود نوشته: «چند سال پیش وقتی برای تحصیل وارد فرانسه شدم، فکر می‌کردم فقط یک دانشجوی دکترای طراحی صنعتی هستم. اما دقایق زیادی نگذشت تا بفهمم پیش از اینکه دانشجو باشم در هر مقطع یا هر رشته‌ای، نماینده ایرانم و رفتار و گفتارم بیش از اینکه معرف "من" باشند، معرف یک مسلمان ایرانی است. برای کسی مهم نبود من چه می‌کنم و چه می‌خوانم. چیزی که اطرافیانم می‌خواستند بدانند پاسخ سوالات و شبهات ذهنشان بود درباره‌ی هر چه به ایران مربوط می‌شد. مسئولیتم خیلی سنگین‌تر از آن بود که فکرش را می‌کردم. و اینچنین بود که سفیر ایران شدم...» شادمهری همچنین در مصاحبه‌ای چنین گفته است: «آن زمانی‌که من شروع به مکتوب کردن این خاطرات کردم تعدادی از دانشجویان را می‌دیدم که همان اتفاقاتی که برای من پیش‌آمده برای بعضی از این‌ها نیز افتاده بود. اینها در برخورد با این اتفاقات واکنش‌های خوبی بروز نداده بودند. زیرا در آنجا با پوشش و حجاب خانم‌ها برخورد خوبی ندارند ازاین‌رو تصمیم گرفتم خاطراتم را که بخشی از آن مربوط به برخورد با این‌گونه رفتارها بود را مکتوب کنم تا از این طریق آموزشی نیز داده باشم.» خانم شادمهری هم اکنون عضو هیات علمی دانشگاه هنر هستند.


زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام

زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام

نويسنده: سید جعفر شهیدی
مترجم: -
انتشارات: دفتر نشر فرهنگ اسلامی
تاریخ چاپ: 1394

برگرفته از متن کتاب : یکی از کتاب های ماندگار درباره ی دخت گرامی پیامبر اسلام (ص) کتاب "زندگانی حضرت زهرا (س)" گفتاری زیبا از استاد شهیدی درباره ی حضرت فاطمه زهرا است که با قلمی مستدل و به دور از تعصب به بررسی زوایای گوناگون زندگانی آن حضرت می پردازد. از ویژگی های روایت تاریخی استاد، پرهیز از مجادله های تاریخی و داشتن دغدغه ی کشف حقیقت بر پایه ی مستندات تاریخی است که به قلم ایشان اعتبار می بخشد. علامه ی شهیدی به قول رسول جعفریان - استاد و محقق تاریخ اسلام - تاریخ نگاری نقاد و تردید زا بود.


از معرفت دینی تا حکومت دینی

از معرفت دینی تا حکومت دینی

نويسنده: علی صفائی حائری
مترجم: -
انتشارات: لیله القدر
تاریخ چاپ: 1396

برگرفته از متن کتاب : اگر حیات انسان در همین محدوده ی هفتاد سال عمر خاکی مطرح باشد به بیش از 3 اصل: علم و اطلاعات، قراردادها و منافع مشترک هیچ احتیاجی ندارد. در این سطح بر فرض، خدا اثبات شود و یا در اعتقاد انسان ریشه گیرد و بر فرض هم که رسول و ولی و مذهب، موثر و مفید باشند، اما هیچ ضرورتی ندارد و لازم نیست که مبنای زندگی فردی و جمعی انسان باشند، این کتاب جمع و جور نموداری است از سیر قهری معرفت دینی تا جامعه ی دینی و نهایتا حکومت دینی. این نوشتار در غالبی کاملا جدید به مباحثی از قبیل: شبهات در حوزه ی دین و حکومت دینی، حکومت در ادیان وحیانی، طرح کلی دین و نظام سازی و حکومت دینی در حوزه ی مسلمین می پردازد.


نامه های بلوغ

نامه های بلوغ

نويسنده: علی صفائی حائری
مترجم: -
انتشارات: لیله القدر
تاریخ چاپ: 1396

برگرفته از متن کتاب : سرم محمد! تو در این ساعت که ده و بیست دقیقه است، داری به فیلم کمدی نگاه می کنی و از کلمه رمز «بوی باران می آید، بد جوری بوی باران می آید» به خنده افتاده ای. و من گریانم که خنده های من و تو و سرور و ابتهاج ما از چیست، و سرگرمی های من و ما با چیست؟ این نکته را می نویسم تا بعد ها برای تو توجهی باشد ، که مومن عاشق، این قدر فرصت سرگرمی ندارد. تو یک بار از مادر متولّد شدی و این بار باید از خودت بیرون بیایی؛ از نَفس، از غریزه ‏ها، از عادت‏ ها متولّد شوی؛ که عیسی می گفت:" لا یَلِجُ فِی الْمَلَکُوتِ مَنْ لایُولَدُ مَرَّتینِ"؛ کسی که دو بار متولّد نشود، به ملکوت خدا راهی ندارد. و پس از این تولّد، باید تولید کنی و زاد و ولد کنی که تنها نمانی و در تنهایی هم مأنوس باشی. بابا! در این نکته تامل کن ، ببین در برابر آنچه به دست می آوری ، چه از دست می دهی. در این محاسبه ، خودت را در نظر بگیر .تمام باخت ما از اینجاست که خودمان را به حساب نمی آوریم ، فقط حساب می کنیم چه به دست آورده ایم و نمی بینیم چه از دست داده ایم. پسرم محمد! اگر تمامی آنچه را که همه آدم ها در طول تاریخ به دست آورده اند و اگر تمامی ثروت و قدرت و رفاه و لذت تمامی آن ها را ، تو به تنهایی صاحب شوی،بدان، این همه از تو کوچکتر و بی ارزش تر است ، که تو یک لحظه ات را برای آن فدا کنی. این ها همه، برای تو و به خاطر تو بوده اند و سزاوار نیست که تو عمر خودت و وجود خودت را برای آن ها بگذاری. این نکته را همین جا بگویم، که عوامل راحتی من در کنار رنج ‏ها و فشارها، چند چیز است؛ یکی همین تضرّع و اتّصال، آن‏هم بدون توقّع اجابت و انتظار برآورده شدن دعا. و دیگری محبّت و خدمت مختصر به پدر و مادر و سومی، همین رفت و آمدها و بدون تکلّف و فشار برخورد کردن، که این هر سه، عامل مؤثری در راحتی و یُسر زندگی من بوده ‏اند. فراز 1: صفایی در نامه اولش خطاب به فرزند بزرگترش (محمّد) دردمندانه می نویسد: «پسرم، محمد! تو در این ساعت که ده و بیست و سه دقیقه است، داری به فیلم کمدی نگاه می کنی و از کلمه ی رمزِ "بوی باران می آید، بد جوری بوی باران می آید" به خنده افتاده یی. و من گریانم که خنده های من و تو و سرور و ابتهاج ما از چیست؟ و سرگرمی های من و ما با چیست؟ ...»فراز 2: مرحوم صفایی در نامه های بعدی اشاراتی از سر فسوس به موضوع همیشگیِ «پشتِ گوش انداختن» می کند: «موسی، پسرم! این هم نامه یی برای توست! تویی که دوّمین میوه ی بالغ قلب من هستی. نمی دانم با این نامه چه خواهی کرد؟! آیا مثل برادر بزرگ ترت محمّد، این نامه را فراموش می کنی، یا با آن درگیر می شوی و به مقابله بر می خیزی و یا آن را تجربه می کنی و با آن زندگی تازه ای را پایه می گذاری؟!»فراز 3: و در نامه ی سوّم خطاب به دختر کوچک نه ساله اش با لطافت تمام از دردهایی می نویسد که او نه تنها تجربه اش نکرده که حتی ذهنیّتی نسبت به آن ندارد و شاید فقط قسمتی از آنها را فقط در فیلمها دیده باشد و بس! و از مسایلی سخن می راند که امکان تخفیف دادن آنها نیست تا دخترش آنها را درک کند؛ بلکه آنها را می نویسد پیش از آنکه اَجَل و مرگ فرصت بیان کردن این گفتار را از او بگیرد: « ... تو برادر سفر کرده ات محمّد، در زلالی عاطفه و روشنی مهربانی، شبیه هم هستید. همان طور که موسی و مهدیه، در صلابت اراده و خشونت استقلال، به یکدیگر نزدیک هستند. تمامی شما با تمامی خصوصیاتی که دارید، همان جرعه های گوارایی بوده اید و هستید که دست مهربان حق در گلوی خسته ی من ریخته و مرا سرشار و شرمنده گردانیده است.... تو هنوز از میان سطل های زباله، نان های خشک را بیرون نکشیده ای. و با گربه ها در آخر شب بر سر نان چرب کبابی ها درگیر نشده ای...