موسسه قرآنی عصر ظهور اراک

موسسه فرهنگی قرآن و عترت عصر ظهور اراک

حضور جهادی در فضای مجازی

دلنوشته های رهروان سیدالشهداءg درباره چهارده محفل سوگ برگزار شده در دهه اول محرم سال 1395

توضیحات
  هر کاربر مجاز به ثبت 3 رای می باشد.
  لطفا به منظور ثبت عادلانه رای های خود، همه دلنوشته ها را مطالعه نمایید.

دلنوشته های ارسالی


در مجموع 58 رهرو سیدالشهداءg دلنوشته خود را ثبت نمودند.
آقای اسلامی راد 32 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

با حسین باش و ببین عشق چه معنا دارد                        یا عشق چیست و عاشق چه تمنا دارد

با حسین زنده چو گشتی آن زمان می فهمی                    صد هزار بار به رهش جان بدهی جا دارد

عطر تربت به مشامت بخورد خواهی گفت                         چقدر بوی خوش چادر زهرا دارد


این روزها چقدر دلم هوای حبیب را می کند

  هر بار که پرنده ی خیالم به پابوس عشق علیه السلام می رود ، می رود می نشیند کنار ضریح حبیب و دخیل می بندد به ضریح زیبایش

چقدر سبک رفاقتش را دوست دارم ...

رفاقت حبیب و مسلم بن عوسجه را ... ...

رفاقتی که دست آدم را می گیرد و آسمانیش می کند.

با سلام. نمیدانم چه بگویم آنقدر این چند شب عالی بود که زبانم از بیانش قاصر است آخر من که تمام ماههای محرم زندگیم و در هیت های مختلف شهر بودم امسال با همه سالها فرق داشت .

با اینکه سال گذشته هم هیت رهروان بودم ولی امسال طور دیگه ای بود. شاید به خاطر وجود شهیدای مدافع حرم بود. شاید به خاطر سخنرانی های بسیار دلنشین دکتر خاتمی نژاد یا مقتل خوانی جان سوز ایشان بود. شاید وجود جانبازها یا ایثارگران عزیز هیت یا جانباز مدافع حرم بود . شاید به خاطر پاکی بچه ها یا فرزند شهدای هیت باشه. یا اصلا مهم تر از همه نظر شهدایی باشه که از اونا شبها نام میبریم. نمیدانم ......شاید....شاید.....

ولی هر چی هست و بود میدونم یه آقا یا خانم بزرگی به مراسم های امسال نظر داشت شاید روح امام (ره) بود یا حضرت زهرا پای روضه پسرش می آمد یا خود امام زمان به مراسم عزای جد بزرگوارش نگاه میکرد.

و من این رو میدونم که تو این شهر هیت با این همه بصیرت نداریم.

در آخر از همه زحمکشان و خادمان عزیز به خصوص دکتر خاتمی نژاد که حق پدری به گردن ما داره و میدونم همه چیز از ایشون نشات می گیره تشکر میکنم ان شاالله که همگی کربلایی باشیم.

راستی اگه قسمت بشه و آقا بطلبه دارم میرم پابوس سیدالشهدا....       یکساله چشم به در چشم انتظار این ماهم                               خدا رو شکر باز هم به روضه میخوره راهم


مثل اینکه قراره مسافر باشم .

تا حالا شنیدین کسی بخواد به وطن خودش سفر کنه ؟ وطنی که تا حالا فقط مدت کوتاهی توفیق داشته توی هواش نفس بکشه ؟

  من مسافرم ...

قراره برم به یه شهر که توی تاریخ مثل شد ...

شهری که تا دنیا دنیاست قبله ی همه ی عاشقاس...

شهری که بوی یار می ده ...

شهری که گنبد ها و گلدسته هاش رو هیچ وقت نمی شه فراموش کرد و لذت اون لحظه ای رو که از لابه لای پنجره ها سرک می کشی تا یه قاب عکس قشنگ از پرچم سرخ روی گنبد توی ذهنت بسازی ، قاب عکسی که فقط خودت دیده باشی و تجربه اش کرده باشی ...

من مسافرم ...

مسافر شهری که وقتی هوای شهر نفس گیر می شه به یه ذره از هواش محتاج میشیم ...

من مسافرم ...

قراره برم کربلا ...

به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگهم خواب ندارد ....

حالا می خوام به همه بگم که این عاشق دلخسته ارباب دارد ...

اربابی که مثلش هیچ جای دنیا پیدا نمی شه ...

گر چه نیست باورم اما ...

می روم کربلا خداحافظ...

قراره برم نجف ...

وای که چه لذتی داره وقتی پیشونیتو به خنکای ضریح می سپری و به حرم چشم می دوزی ... بعد این فکر به سراغت میاد که من کجا و اینجا کجا؟ ولی وقتی احساس می کنی با یه بزرگوار کریم رو به رو هستی ، هر لطفی رو باور می کنی ...

و یادت میاد که دفعه ی قبل که مهمونشون بودی ، صلوات مخصوص بانوی بزگوار عالم رو بهت هدیه دادن تا هر وقت زمزمه می کنی :

اللهم صل علی الصدیقه ، فاطمه الزکیه ...

دلت پر بکشه تا جلوی ضریح و با چشمای به نم نشسته صلوات رو به آخر برسونی...

من مسافرم ...

و این سفر، می تونه شروع یه زندگیه جدید باشه

یا علی..

آقای مظفری 53 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم

دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است                    چون قبله دل پیکر صد چاک حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش                         بی حرمتیش برلب و دندان حسین است

دانی که چرا آب فرات است گل آلود                       شرمنده ز لعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا کعبه حق گشته سیه پوش                      یعنی که خدا هم عزادار حسین است

با سلام و احترام

بنده حقیر سعادت داشتم دوازده شب را در هیت رهروان حضور داشته باشم. اول از همه تشکر میکنم از همه عزیزان خادم و گرداننده این مجالس سپس تشکر ویژه از آقای دکتر خاتمی نژاد بابت سخنرانی و مداحی این شبها. ان شاالله همگی مورد لطف خداوند و شفاعت امام حسین قرار بگیریم.

فقط یه نقد کوچک عرض کنم. خیلی بهتر بود تمام عزیزان تلفن های همراه خود را در زمان سخنرانی خاموش می کردند.

یا حق.

خانم نجفی فرزانه 30 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

به نام او

 کم سعادتی مارو ببینید که خیلی دیر با موسسه آشنا شدم ولی از زمانی که آشنا شدم در چهار محفل شرکت کردم با وجود این با اجازه دوست داشتم حرفهای دلم را بزنم
 در اینجا بیشتر درک می شود کربلا قطعه ای از بهشت است که تنها یک روز زندگی کرد و برای همیشه زنده ماند.
می خواهم کربلا را در آغوش بگیرم و نوشیدن اقیانوس را تجربه کنم. در کربلا نیایش از کلمات آغاز می شود، در دل می نشیند و به استجابت می رسد.

اینجا همه اعضا نیایش خود را به کمال می رسانند، نیایش شمشیر با سپر، اسب با تکاپو، زره با تن و عطش با آب. اینجا جبرئیل کلمات نازل می شود و آیه های نیایش شکوفه می کنند. دستها در تکامل دعا از بدن فاصله می گیرند و به آسمان می روند و با ملائکه مصاحفه می کنند و به علقمه باز می گردند. اینجا بال اسبان در گرد باد مقدس ، سرخ می شود
و کربلا واژه ای است که تاریخ را طی می کند تا یزید شرمنده تر شود.

خانم کریمی 33 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم
 امسال محرم را طور دیگری تجربه کردم همیشه اول محرم در می ماندم از اینکه به کدام مراسم عزاداری بروم اما امسال سروسامانی داشتم عزاداری دلنشین ،مقتل خوانی ،که روز به روز با کاروان امام حسین علیه السلام همراه بودیم سخنرانی های مفید که حداقل به دانسته هایم اضافه شد و درک بهتری از محرم و امام حسین علیه السلام پیدا کردم
 امیدوارم بازهم این محافل ادامه داشته باشند

آقای نجارچی 42 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

همیشه آرزو می کردم ای کاش من هم با کاروان امام حسین بودم تا در کربلا یا شهید می شدم یا اسیراما در این روز ها به یک نتیجه دیگر رسیدم و آن این است اگر من آن روزهانبودم حالا باید جبران کنم با تمام توان تلاش کنم تا بتوانم دینم را به امام حسین ادا کنم الان هم یک جورقیام است ایستادن در مقابل ظلم های امروزی اکنون اگر برای پیروزی جبهه حق تلاش کنم شاید بتوانم دینم را ادا کنم اگر الان هم امام زمان را یاری دهم گویا در کربلا بوده ام امروز جنگیدن متفاوت شده دیگر با شمشیرو نیزه نیست با موبایل و ماهواره و تلویزیون است با خبرها درفضای مجازی است با درست لباس پوشیدن است با زنده نگه داشتن یاد امام حسین با دعا کردن برای ظهور امام است با آماده کردن و مهیا نمودن جامعه برای ظهور است امیدوارم بتوانم سرباز خوبی برای یاری امام زمانم باشم

آقای عبده 35 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم

گویی اراده الهی بر این است که برای نجات، برای رسیدن به سعادت و برای خدایی شدن تنها یک راه وجود دارد و آن چنگ انداختن به دامان امام حسین(علیه السلام) است و چه زیباست این خواست پرودگار، که همه چیزش زیباست.
تنها راه خدایی شدن حسینی شدن است. اما چگونه باید حسینی شد؟ و مساله اینجاست که عده زیادی به لطف تجربیات بشری متوجه این موضوع شده اند که راه خدایی شدن اینست. اما حسینشان، بر اساس وهم و خیال و یا امیال و نفس خودشان می باشد. و حسینی شدن را یا بلد نیستن و یا نمی خواهند بلد شوند، که گویا از پرداخت بهای آن می هراسند. و این چنین می شود که حسین مطابق میلشان و بر اساس آن حسینیه و هیأتشان را بنا می کنند. هیأتی که هم از قرآن به دور است و هم از سنتِ اهل بیت(علیهم السلام) و در نهایت به تنها چیزی که نمی رسند، خداست.
دو سال پیش بود که دیگه از خود و این دنیای آلوده به تنگ آمده بودم و از شرایط محیط اطرافم خسته بودم و دست به دامان خود حضرت علیه السلام شدم و خالصانه از ایشان راه نجاتی خواستم و پاسخ سفینة النجاة چیزی نبود جزء محفل رهروانش. و این آغازی برای راهی طولانی و شاید هم سخت و دشوار بود. اما یک نظر لطف از حضرت مادرش علیهاالسلام تنها امیدمان هست که همین ما را برای هفت پشتمان بس است. و خدا را به عدد ما احاط به علمه، شکر که امسال محرم این لطف شامل حال این حقیر شد و مهمان محفل ذکر حسینیه رهروان سیدالشهدا(علیه السلام) شدم.

محفلی که جماعتش متصل به کلاس تفسیر و قرآنند و تحت هدایت عالمانه ای، کربلای واقعی را می خواهند با تمام سختی ها و زیبایی هایش. و شور را با شعور دارند و دغدغه شان حسین زمانشان است. محفلی که حتما باید با نماز شروع شود ونظمی خاص بر آن حاکم است و سپس نوبت به شعور می رسد و  قرآن خوانده می شود با ترجمه و تفکر، و بعد زیارتی عاشقانه و غریبانه. سپس نوبت به پخش کلیپ می رسد که عموما در آن یادی از شهدا می شود، شهدای دفاع مقدس و شهدای مظلوم مدافع حرم. و شهدا به این محفل دعوت می شوند. بعد از آن همه دست در دست هم می دهند و دعای وحدت می خوانند که مدیر هوشیار این محفل به خوبی یادشان داده است که هر چه بلا بر سر آمده از تفرقه و جداییست و این چنین کمر ابلیس را با دستان گره کرده در هم می شکنند و به استقبال دانش و آگاهی و خط شناسی می روند و استاد عزیز امسال از گناهان زبان گفتند و دانستیم نمی توان با زبانِ آلوده به گناه، از رهروان اهل بیت (علیهم السلام) بود و از آنان دم زد. دانستیم که اولین خطر در کمین همین زبان کوچک است و در ذهنمان حک گردید که اندازه اش بسیار کوچک است اما سرنوشت و سعادت و نابودی ما به دستش سپرده شده. و بعد از آن نوبت به دل می رسید، دلهایی که در کربلا جا مانده اند و از آن همه بلا، بی تاب و نا آرامند. مقتل خوانده می شد تا این دلها قدری با اشک آرام گیرند و سپس نوبت به  نجوا و روضه و  شور حسینی می رسد و چه زیباست مراسم های روضه و سینه زنی هیأت رهروان سیدالشهدا(علیه السلام) که واقعا سوزناک است و غوغا کده ایست از اشک و ناله های دردناک. که گویی شهدا هم در این مجلس حاضرند...  بعد هم چای خوش طعم هیأت چه می چسبد، و خبری هم از شام نیست، چرا که اینان برای شکم نیامده اند و بیزارند از شکم پرستان کوفی صفت. و بعد هم پایان؟ پایان تا مراسم بعدی؟ نه!!! و تازه، آغاز ... از این موسسه و هیأت و از استادمان آموخته ایم که بعد از مراسم، حسینی بودن تازه شروع می شود. از راه رفتن از درب حسینیه تا وسایل نقلیه، از رعایت قوانین رانندگی، از برخورد با دیگران، از چگونه چرخاندن زبان در دهان،  از خوابیدن و از خواب برخاستن، از انس با قرآن، از چگونه روز را شروع کردن، از نظم و وفای به عهد، از جاری کردن سنت حسینی در تمام امورزندگی مان و دیگرآنکه حتما یادمان باشد کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، اینکه حسین زمانمان را بشناسیم، اینکه شمر و یزید زمان مان را بشناسیم، اینکه خط را بشناسیم، اینکه به درد کوفیان دچار نشویم، اینکه بدانیم حسین ما هم غریب است و اگر حاضر هم نیستیم حداقل بدانیم که نیستیم و غصه ی این قصه نا تمام را بخوریم، تا شاید به خودمان بیاییم ودر نهایت از این محافل دنبال نتیجه باشیم، چرا که در غیر اینصورت زمانیست که تلف کرده ایم و سینه ایست که بیهوده کوفته ایم و ضجه ای که بر هر آنچه جز بلاهای کربلایی زده ایم که امیدوارم هیچ کجا چنین چیزی نباشد. و در انتها ای خدا و ای پروردگار و ای مولایم به حق شش ماهه کربلا از تو می خواهم که تقوا  و حقیقت و آگاهی را به ما و به همه خدمتگزاران این محافل عنایت فرمایی و لحظه ای ما رو از این محافل جدا مسازی و ما رو به حال خود رها مکنی که اگر چنین شود سقوط مان حتمی و آنیست. و به حق عمه سادات، حضرت زینب کبری(علیها السلام) فرج مولایمان را برسان.

خانم امیدی 31 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)                                         باعرض سلام وآرزوی قبولی عزاداری های همسنگران گرامی             بنده باوجوداینکه ماههای محرم سالهای پیش توفیق عزاداری در جوار حضرت معصومه را داشتم ولی امسال این سعادت نصیبم شد که با موسسه عصرظهور وهیات رهروان سیدالشهدا اشنا شوم وهمون حس وحال وفضای معنوی وخوبی که توقم داشتم چندسال، خداروشکر این سعادت نصیبم شد که همین حال وهوا واحساس خوب ومعنوی رو هم با هیات سیدالشهدا داشته باشم وبا دوستان وعزیزان خوبی هم اشنا شدم واز محفل ذکر امام حسین(ع) نیز مطالب بسیار اموزنده وتاثیرگذاری اموختم، ان شاءالله که قدر بدانیم ودرمراسم های بعدی نیز لیاقت حضور را داشته باشیم.                                               ازهمه بزرگوارانی که دراین موسسه وهیات تلاش دارند کمال تشکر وقدردانی رادارم.                                                               با آرزوی پابرجایی وپیشرفت وموفقیت های موسسه عصرظهور وهیات رهروان شیدالشهدا

خانم ریزه بندی 47 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم رب الحسین  
 درچهارده مجلس سوگ ایام دهه اول محرم فقط به این اشاره خواهم کرد که ما غریبان دور از زادگاه وشهر ودیار خود، ذره ای غریبی خانم حضرت زینب(س) را درک ویا حس کردیم، با این تفاوت که ما با جاذبه وزحمات دلسوزانه موسسه عصرظهور و رهروان سیدالشهدا آرامش وآسایش وامنیت داریم اما بمیرم برای حضرت زینب ورقیه که چقدر غریب وتنها شدند بعداز دهه اول محرم.  (( اللهم عجل الولیک الفرج))
 تفاوت بعدی، برپایی14مجلس که خداروشکر دراین مکان،  خالصانه برگزارشد.درسته مکان موسسه، مجلل وبزرگ نبود اما اگر همین جا هم نداشت، روی خاک و زیر چادر ودربیابان هم برگزار میشد به لطف خدا وبا اهداف استاد بزرگوار.  پس خداروشکر برای این مکان واین اعضای رهروان سیدالشهدای عصرظهور ومنتظران شهادت.

خانم کمال آبادی 21 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

به نام خدا
من خدارا شاکرم که توانستم در 14محفل سیدالشهدا شرکت داشته باشم .
من به عشق تو
   و به شوق تو
   و به هوای بال زدن در بیکران محبت تو
    به این دنیا آمده ام
آمده ام بلبلی باشم
    فرسنگ ها دور از گل
            ولی عاشقش...
و پرستویی که به شوق رسیدن به تو
   -هر سال -
مسیر سخت کوچ را طی می کند...
تو بودی که
    -با همان دستی که انگشتی نداشت -
          راه خدا را به من نشان دادی
  می دانی! ...
      همان جا که در آخرین بند زندگیت فرمودی:
                               بسم الله و بالله...
      من از این دورها
         از پشت فرسنگ ها فاصله
             قلب سرخم را به سوی تو
                   به پرواز در می آورم
      می آیم تا کنج شش گوشه ات
            آنجا که تا آسمان و ملکوت
               یک چشم بر هم زدن راه است ...
                  می آیم تا در آغوش ضریحت عشق را پیدا کنم ..
عطر سیب

خانم احمدی 26 ساله که در 9 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا صالح المهدی،


وقتی دل شکسته و خسته از دنیا و آدمهاش میشی، وقتی احساس میکنی تو قفس دنیا اسیر شدی، وقتی دلگیر وخسته از رنگ رنگ دنیا و رنگ رنگ آدمهاش میشی، وقتی از جهل مدرن مردمان روزگارت به شگفت میای، وقتی می بینی تو ایام عزای مولات هم شاید خیلی ها به دنبال رخ نمایی، قدرت نمایی زیر سایه علم وچلچراغ، به تماشا گذاشتن مدل مو ولباسشون هستن، غربت حسین ع بیش از پیش دلتو می سوزونه... ووقتی به دنبال آرامش میگردی، آرامشی از جنس حسین ع و خدا دستتو میگیره وآروم آروم میارتت به سمت یه حسینیه.  نمیدونی کجا داری پاتو میذاری؟!، نمیدونی چی در انتظارته؟!، اما اونی که باید بدونه میدونه که خوب راهی رو بهت نشون داده فقط کاش قدرشو بدونی و حفظش کنی... 
اون چیزی رو که دنبالش بودی اینجا وتوی این جمع پیدا میکنی، اینجا آرامشی رو که دنبالش بودی به دست میاری، اینجا توی این مکان هرچند کوچک دلها بزرگه به اندازه دریاست،صمیمیت رو بین اعضاش میشه کاملا حس کرد؛ به همین خاطر افراد تازه وارد هم احساس غریبگی نمیکنن، یه حسی میگیرتت و موندگارت میکنه..
اینجا اشک توأم با معرفته، فضا پر از آرامش و حس امنیت ومعنویته، اینجا رنگ وبوی عزاداری فرق میکنه با اون چیزایی که دیدیم و شنیدیم،
اینجا نماز محور همه کارهاست، 
اینجا ذکر زیارت عاشورا حس کربلایی شدن بهت میده،
اینجا با یه نماهنگ تصویری روضه شروع میشه،
اینجا دستاتو به دست کسی میدی که شاید اولین باره می بینیش اما حس میکنی چقدر قلبش به قلبت نزدیکه ، اونم محب حسین ع و اولاد زهرا س   ،پس تو هم صادقانه دوستش داری.( انی سلم لمن سالمکم...) 
اینجا مقتل رو بی کم وکاست با صدای دلنشین و سخنان تأثیر گذار استادت میشنوی،
اینجا برای اشک ریختن پای روضه زمان رو از دست میدی، 
اینجا هم از خادمای سیدالشهدا ع درس میگیری؛ از محبتشون، از احترامشون... هم از دکور و طراحی تمام چیزایی که توی در ودیوار کارشده که چه زیبا ومقتدرانه شهدای مدافع حرم بانو زینب س زیر سایه قرآن و عترت راهشون رو به سرانجام رسوندند.
اینجا فضا پر از حس آرامش و معنویت و معرفته،
اینجا حسینیه رهروان سیدالشهداء ع ست.
ان شاءالله ما هم رهرو حقیقی این صراط باشیم ودر سفینةالنجاة حسین ع جایگاهی رو داشته باشیم. آمین یا رب العالمین

آقای امینی 27 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم رب الحسین

سلام خدمت همه همسنگران عزیز
امسال شرایط سختی برای حضور در دهه برام پیش اومد طوری که فکر میکردم حتی یک جلسه هم نتونم بیام اما خدا رو شکر به یاری خدا و نظر لطف آقا امام حسین علیه السلام تونستم بدون دردسر در مراسمات شرکت داشته باشم
امسال مراسم خیلی بهتر از سال های گذشته بود و محتوا عالی بود ولی یه چیزی برام خیلی عجیب بود گاهی اوقات میدیم بچه ها حال عزاداری و گریه ندارن ولی یک دفعه نمیدونم چی میشد که حال همه از این رو به اون رو میشد.
من تشکر میکنم بابت عکس های مقدس و زیبای شهدا که در و  دیوار حسینیه رو نورانی کردند و تشکر مضاعف بابت اینکه هر شب یکی از شهدا رو دعوت میکردیم و خیلی خوشحالم و خدا رو شکر میکنم که با مدافعین حرم آل الله ملاقات داشتم
ان شاءالله خدا توفیق جانبازی در راه سیدالشهدا و ایستادگی و مقاومت در این راه را به ما عنایت بفرماید. آمین
اللهم عجل لوليك الفرج 

آقای فریدونی 30 ساله که در 13 محفل سوگ حضور داشته اند.

حالا تمام دغدغه ام این شده حسین      این اربعین کرببلا میبری مرا ؟

خدا را شکر که امسال هم توانستیم در ایام محرم بر مصیبت جان سوز اباعبدالله الحسین  (ع) به سوگ بنشینیم و در خیمه سبز رهروان سیدالشهداء در کنار کسانی که خالصانه و بدون هیچ توقعی فقط به عشق امام حسین  (ع) زحمت می کشیدند درس معرفت بیاموزیم .

به لطف خدا من در سیزده محفل سوگ حضور داشتم اما از آن شبی که میزبان دو تن از جانبازان مدافع حرم بودیم به بعد حال و هوای هیأت زیبا تر شد و در عصر عاشورا و شب شام غریبان به اوج زیبایی رسید و در کل محرم امسال رنگ و بوی دیگری داشت که قطعا به خاطر حضور شهداء در مجلس بود .

امیدوارم این عزاداری و اشک ها و حضور در این محافل ذکر مرحمی بر دل داغ دار مولایمان امام زمان (عج) باشد و ما را از فتنه های آخر الزمان حفظ کند .

آقای عبدی 37 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم رب الحسین

بازم یک سال گذشت. ..
تاسوعا و عاشورایی دیگر گذشت...
همه گریه کردند...
همه سینه زدند...
همه در سوگ حسین (علیه‌السلام  )نالیدند،زن ومرد،پیر و جوان،دختر و پسر
و حتی کودکان...
گاه دیده میشد کودک خردسالی چه زیبا در ماتم حسین (علیه السلام ) اشک می ریخت 
گروهی بلند گریه می کردند، گروهی هم بی صدا می باریدند...
گروهی بر سر و صورت و سینه می زدند،گروهی هم مثل شمع آب میشدند...
به هرحال گذشت اما نمیدانم چندنفر به چیزی که میخواستند رسیدند...
امسال محافل کمی متفاوت تر از سال گذشته برگزار شد اما خوشبختانه به نظر حقیر مثبت بود
اتحاد و همدلی در دعای وحدت...
کلیپ های زیبا و تأثیر گذار...
سخنرانی هدفمند و متناسب با مسائلی که اغلب با آن درگیر هستیم....
مقتل خوانی های فوق العاده....
قرائت قرآن و زیارات عاشوراهای دلچسب...
و مدایح و نوحه سرایی هایی که در بعضی شب ها عالی  بود و در بعضی شب ها..........
به هر حال در مقایسه با دیگر محافل به قول حضرت آقا(مدظله )مجالس پرمغزی الحمدلله برگزار شد
دست تک تک عزیزانی که تلاش کردند برای برگزاری هرچه بهتر این مراسمات را میبوسم 
خداوند را شاکریم که با تمام موانعی که بوده و هست توفیق حضور در این مراسمات را به ما داد.

آقای رجبی 26 ساله که در 9 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم اللّه الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبداللّه الحسین (ع)

آرزوی قبولی عزاداری های همه دوستان

محرم امسال توفیق داشتم در فضایی کاملا دوستانه ، گرم و صمیمی کنار عزیزان سپری کنم .

بزرگوارانی را دیدم که با نیت خالصانه و صادقانه برای هر چه بهتر انجام دادن مجلس عزاداری امام حسین (ع) تلاش میکردند . " اجرکم عنداللّه "

برنامه هایی که در این محفل انجام شد ( اقامه نماز ، قرائت زیارت عاشورا ، پخش نماهنگ ، جمع خوانی دعای وحدت توسط همه حضار به منظور ایجاد وحدت و همدلی و از بین بردن نفاق و تفرقه ، سخنرانی استاد سید محمد خاتمی نژاد ، مداحی ، سوگواری و سینه زنی ) میتوانم بگویم در هیچ یک از محافل عزاداری نمونه آن را مشاهده نکردم . از همه بزرگواران تشکر و قدردانی میکنم که به نحو شایسته تلاش میکنند که مجلس عزاداری امام حسین (ع) به سبکی نو برگزار شود . انشاءاللّه لیاقت داشته باشم در مراسم های بعدی هیات رهروان سید الشهدا شرکت کنم .

من اللّه التوفیق

خانم میرآقاجانی 33 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

سلام. من از میهمانی می آیم. جایت خالی.مهمانی خوبی بود. راستش را بخواهی هر جا که محفل ذکر مولایمان حسین باشد خوب است،حسینیه کوچک بود اما خوب توانسته بود این مصیبت بزرگ را به سوگ بنشیند.سوگواران تنگ نشسته بودند به امید شنیدن نامی که زینت دنیاشان است و نمک زندگی شان.همگی متفق براین قول که حرم قلب عالم است و نام حسین ضرباهنگ سینه ملتهب زمین. و باز همگیشان متفق اند که هر جا نام حسین برند حرم است...من صلح طلبم! اما این شب ها در این حرم کوچک من فریاد زدم که با هرکس که با مولایم سرسازش دارد می سازم و با آن کس که بر طبل جنگ با او می کوبد ناسازم ...من پدر و مادرم را از جان بیشتر دوست می دارم  اما اینجا در این حسینیه فریاد زدم آقا جان پدر و مادرم به فدایتان... من در این حرم کوچک سجده شکر گذاشتم  برای انکه توانستم آقایم  را  یک بار دیگر زیارت کنم  آقایی را که دستچین شده خداست...

خانم قلعه قادری 20 ساله که در 11 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم
مهدی جانم
ما وبال تو هستیم
دعا کن از این «واو»ها رهایی یابیم
و بال بزنیم در هوایت....
اللهم عجل لولیک الفرج
11شب عزاداری برای سرور و سالار شهیدان در حسینیه رهروان سیدالشهدا علیه السلام توفیق و سعادتی بود که قسمت مان شد ان شاءالله قدر بدانیم و با حضور در این محافل لااقل سیاهه جبهه حق باشیم.

خانم موسوی نیا 36 ساله که در 11 محفل سوگ حضور داشته اند.

باعرض سلام وخداقوت خدمت تمام زحمتکشان هیئت رهروان سیدالشهدا (ع)به عرض می رسانم من از محفل ذکر امام حسین (ع)مطالب کاربردی و تاثیرگذاری را آموختم  ودرکنار این مطالب آموزنده نصیب بنده حال خوب در روزهای نامراد وکج خلقی های روزگار گردید واین حال خوب وکنار آمدن با روزگارناخوشم را مدیون شما بزرگواران هستم .

خانم ملکی راد 28 ساله که در 8 محفل سوگ حضور داشته اند.

او پیر شد از جوانی کردن ما، ما آن جوان ارباً اربا یادمان رفت.
سلام بر خون خدا
سلام بر نور چشم رسول اکرم ص
سلام بر فرزند شهید امیرالمومنین ع و بی بی فاطمه زهرا س
سلام بر کسی که بیعتش را شکستند.
سلام مرا با گلوی بغض فرو خورده ات و چشمان پر از اشک دلتنگی ات و با جگر سوخته ات و قلب پاره پاره ات پاسخ گو.
هفده محفل سوگ گذشت حسین جان ولی نمی دانم چرا داغ تو بر دل من هنوز تازگی دارد و چرا در خلوتم چشمهایم مدام برای تو می بارد . مدتهاست در آرزوی دیدن کربلای تو می سوزم و می سازم و عطش استشمام بوی سیب، وجودم را ذوب می کند .
به یاری خدا محفلی را یافتم که پناه دلتنگی های من برای تو بود ارباب . جایی که با صدای دلنشین و سخنان کوبنده استادش دلم فرو میریخت و چشمانم می بارید به عشق تو . من هنوز این ذکر را مدام با خود مرور
می کنم . نسیمی جان فضا می آید، بوی کرب و بلا می آید ...
در این محفلها بیشتر شناختمت، بیشتر درس گرفتم و بیشتر یاری ات را دیدم . ارباب بی کفنم بعد از خدا شما پشت و پناه استادمان باش، کسی که همه چیز را به جان می خرد و با خستگی هایش آرامشی عجیب را به ما می دهد.
کربلا، نامت را که بر زبان جاری می کنم سیل اشک از دیدگانم جاری می شود و نمیدانم چه سری است، کام تو از فرط تشنگی خشک است، ولی دل من از دوری تو سیل اشک می بارد .
کربلا، جوابم را بده با زبانی که تو را بیشتر رضاست.

خانم ملکی راد 23 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم
به اذن خداوند امسال، اولین سالی است که شب هایم را در محرم، با کاروان غم عصر ظهور سپری می کنم.
خداوند را شاکرم که در محفلی لیاقت بودن پیدا کردم که خداوند به خاطر دلهای پاک آن جمع، دست ما را می گیرد.
دست هایی که گره کرده در دست عزادار دیگر عاشقانه به یاد شب عاشورا برای دلگرم کردن آقا، دعای وحدت می خوانند و یکدیگر را به حق دیگری دعا می کنند.
عجب لحظات نابی است.
بودن در هیئتی که هم شور حسینی دارد و هم شعور حسینی.
امسال یک چیز را خیلی خوب یاد گرفتم، که در هر دو راهی زندگی، یا راه با حسین ع است یا با یزید و میانه ای وجود ندارد. کسی که خواب باشد با لگد دشمن بلند می شود.
این جبهه تماشاگر نمی خواهد، چه بسا در سپاه یزید بودند افرادی که تماشاگر ماجرا بودند حتی شاید اشک هم ریختند، اما نامشان در همان سپاه نوشته شد ولی تنها حر بود که از خواب بیدار شد و دل به دریا زد.
این را فهمیدم که نباید شلوغ کننده جبهه باطل باشیم با هر کارمان، چه صحبت، چه سکوت و چه فریاد!
مبادا برای امام زمانمان نامه بنویسیم و بعد...
خدا کند که هیچگاه مانند کوفیان نباشیم.

خانم اسماعیلی 29 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسمه تعالی 

(ضمن عرض سلام و تشکر و خسته نباشید به همه هم سنگران عزیز.
عذرخواهی میکنم از همه شما به خاطر ثبت این دلنوشته. چون شرط ثبت، حداقل حضور در 7 محفل  بود ومن متاسفانه فقط 5 محفل در کنار عزاداران موسسه بودم اما خیلی دوست داشتم دلنوشتمو بنویسم واگر استاد صلاح ندونن  و دلنوشتمو نمایش ندن ،گله ای نیست)
یا حسین مظلوم! 
محرم امسال دلم جور دیگری گرفت ، جور دیگری شکست،حسی عمیقتراز همیشه داشتم .
حسین جان لعنت هرروزه بر قاتلانت را قرار روزانه مان کردیم تا به برکت آن معرفتی عمیقتر به شما وراهتان بیابیم. لعنت همه کائنات بر آنان.
حسین جان ؛ شما و اهل بیتت یک طرف وآن همه حرامی طرف دیگر؟؟
هزار هزار برایت صف کشیده بودند که چه؟؟؟
از پیامبر(ص)شرم نکردند؟؟نه...!!!
از علی(ع) و فاطمه(س) چه؟؟نه...!!!
از اهل بیتت ؟؟؟نه...!!!
از دعوت نامه هایشان؟؟؟
از قلت سپاهت؟؟؟
.
.
.
وای خدای من با خود چه کردند که این همه پست شدند!!!!
آخر تیر سه شعبه را با گلوی شیر خواره چه کار؟؟؟
چادر زینب را بادست حرامی چه کار؟؟؟
گوشواره کودکان را به غارت چه کار ؟؟؟
خیمه ی بی پناه را به آتش چه کار؟؟؟
پیکر  مطهر  دلدادگان حسین(ع)را به تاختن چه کار؟؟؟
جای بوسه های پیامبر را با تیغ چه کار؟؟؟
سرمطهر  سالار بهشتیان را با نیزه چه کار؟؟؟
مصیبت عالمیان را به هلهله چه کار؟؟؟
وا مصیبتا...
حسین جان مگر چه کرده بودی یادگار علی(ع)؟؟؟
میخواستند تلافی فرق شکافته ی  پدرتان را درآورند یا غم پهلوی شکسته مادرتان را ازیادتان ببرند  یا مظلومیت و تنهایی برادرتان را جبران کنند؟؟؟....
حسین جان به سوگت نشسته ومینشینیم تا نفس میکشیم . نه مصیبتت کم میشود و نه خاکت سردمان میکند خون تو هر لحظه میجوشد ...
پرچم سیاهت را همیشه بر افراشته ایم وعزای تورا به گوش عالمیان میرسانیم. بگذار آنها که به کمین نشسته اند تاتو را از  یادها ببرند  دلخوش باشند ..
ما دوشادوش هم ایستاده ایم و به لطف ومددتان پیرو راهتان خواهیم ماند.
یا لثارات الحسین!

خانم ازموده 27 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

به نام خدا 

قبل از گذاشتن اولین قدم داخل حسینیه برای شرکت در مراسم نیت کردم و ثوابش رو به دستان مبارک امام زمان «عج» سپردم چون میدونستم لیاقت نگه داری ثوابش رو ندارم .

با نیت رفتم داخل، نماز بعد زیارت عاشورابعد بعد،بعداینجاش فرق داشت از این لحظه به بعد بود که باید تامل میکردم.

موقع پخش کلیپ حال و هوایی شدنا تر شدن چشم ها به فکر فرو رفتن ها و دعای وحدت جا خوردم چقدر حسش لطیف و پر ازاحساس نزدیکی بود دستهای کسانی رو که حتی شاید تا حالا ندیدمشونو محکم میگرفتم و دعای وحدت می خوندیم . چقدر دلمو به دلشون نزدیک میدیدم موقع خوندن دستهاشونو محکم می فشردم تا حسم به درونشون زودتر رسوخ پیدا کنه و مدام عکس رزمنده هارو موقع خوندن دعا با خودم مرور میکردم.

سخنرانی استاد و مقتل خوانی، مقتل خوانی که همراه حس اگاهی و تجسم وقایع بود.

و قدم بعدی ذکر مصیبت، ذکر مصیبتی که ذکرمصیبت ما بود و تامل و تفکر، در حین مراسم ترس عجیبی وجودمو فرا میگرفت نکنه تو هم نه نه نه من دوست ندارم هرگز با امام زمانم چنین کنم .

این ترس مقدمه ای برای دانستن در وجودم شد و تلنگرهای همیشگی استاد راه رو برای خودم سخت میبینم پراز ازمون، باید شروع کنم به قدم برداشتن،باید شمر درونم رو بکشم باید برای همراهی مهدی فاطمه «س» بزرگ بشم باید هر روز صبح که از خواب پا میشم حریت رو تا غروب مشق کنم .

میترسم از اینکه یادم  بره و کم بیارم میدونم تا بزرگ شدنم راهی طولانی رو باید سپری کنم.

مراسم محرم موسسه تنها خواندن زیارت عاشورا،سخنرانی و ذکر مصیبت نبود کلاس درسی بود برای بزرگ شدن و حساب و کتاب با خودمون و پایان مراسم اولین چایی محرم امسالو که خوردم یاد چایی مراسم امام حسین«ع» در نیجریه افتادم که شیخ زکزاکی به برکت همین چایی مراسم امام حسین«ع» چقدر سرباز برای مهدی فاطمه«س» تربیت کرده،اخه یکی از شیعیان نیجریه گفته بود وقتی که تازه و پنهانی شیعه شده بوده و با اسرار به مراسم میرفته پدرش میگفته از چایی که شیخ بهت میده نخوری میگن چیزی توش میریزه که ادمو تغییر میده البته نمیدونسته که چایی مراسم امام حسین «ع» کار خودشو خیلی وقته کرده البته چایی نماده و تنها نام حسین «ع» هم قادر به معجزه هست دلم خواست منم واقعا شیعه باشم شیعه .

وقتی که مراسم تموم میشد صبر میکردیم تا حسینیه خالی از جمعیت بشه و چون استاد صلاح نمیدونستن ما پذیرایی کنیم برای جارو کشیدن باهم رقابت میکردیم و نوبت میگرفتیم وحتی فرشارو بین هم تقسیم میکردیم وبا چه لذتی بعضی از شبا که نوبتمون میشد جارو میزدیم تا ماهم شاید در شمار برنج پاک کنای امام حسین«ع» به شمار بیایم.

وعجب ناحیه مقدسه ای بود

واقعا دست من نبود واقعا نبود اشکها خودشون دوست داشتن همراه بشن با هر کلمه از ناحیه مقدسه و صدقه برای حال پریشان مهدی فاطمه«س» 

ممنون استاد به خاطر برنامه ریزی اگاهانه مراسم ممنون از همه مخصوصا بچه هایی که جلو در کفشهارو تو جا کفشی میذاشتن و به عزاداران حسینی خوش امد گویی میگفتن

استاد دلنوشتمو برای خوندن خودتون نوشتم ودر ضمن،پدر موسسه شهادت بدون بچه هاتون مزه نداره دعا کنید که با بچه هاتون در رکاب و زیر پرچم امام زمان«عج» شهید بشیم 

خانم مرادیان 33 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم رب شهدا و الصدیقین . این محافل کلاس شناخت و معرفت بیشتر نسبت به راه اباعبدالله و شهدای کربلا و یاد گرفتن صبر بر مصیبت ها ودر زندگی آزاده بودن وزیر بار ذلت نرفتن. برای راه حق فقط زبان نباشیم ،بلکه در میدان عمل هم حضور داشته باشیم. برای حق خرج شدن تا جایی فراتر از توان مایه گذاشتن ،در مسیر حق زود خسته نشدن ، ضروری بودن تک تک افراد در جبهه حق وخالی نگذاشتن جبهه حق ، داشتن بصیرت و در موقع انتخاب، بهترین انتخاب را داشتن و بموقع انتخاب کردن، تکالیفی را بر خود قرار دادن در مسیر خودسازی وانسان سازی ، همراه شدن با شهدا که نوری باشند بر سر راه مان بسوی سعادت و در آخر دست روی دست نگذاشتن وکاری کنیم تا شرایط برای ظهور مولایمان فراهم شدن و منتظر باشیم و الهم عجل لولیک الفرج.

آقای احدی 29 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.


السلام علیک یا اباعبدالله...
سلام

با آرزوی قبولی عزاداری های همه دوستان.
امسال اولین حضور من در جمع بچه های هیئت رهروان سیدالشهدا بود.
متاسفانه من فقط توانستم در ۷ محفل به طور کامل حضور داشته باشم  و از این بابت ناراحتم چرا که برگزاری عزای حسین در حسینیه و در جمع شما دوستان حال و هوای عجیبی داشت ، که قادر به وصفش با کلام نیستم.
منو یاد فیلم های عزاداری بچه های رزمنده دوره جنگ می انداخت همون صمیمیت،همون آرامش،همون فروتنی و تواضع و از همه مهمتر سادگی و یکرنگی عزاداران بود.
دوست دارم در محرم های بعدی هم من در مراسمتان حضور داشته باشم ولی نه به این گونه به شکلی که خود آرزویش را دارم ...
در پایان از استاد عزیز به خاطر زحمات و تلاشهایشان که برای هدایت همچون من هایی کشیدند بسیار سپاس گزارم.
و من الله توفیق

خانم محمدی 27 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

سلام بر لب تشنه حسین(ع) که تشنه آب نبود، تشنه لبیک بود...
محرم امسال در این 12 شب محفل سوگواری آقامون(اباعبدالله حسین(ع)) درسی به من آموخت که رستگاری دو عالم را در عشق به امام حسین (ع) می توان یافت و این عشق ما را از تن دادن به هر ذلتی دور می دارد.

خانم اتابک نیا 31 ساله که در 11 محفل سوگ حضور داشته اند.

دل نوشته...

از دلی که گرفته

از راننده‌هایی که هنوز ده روز از ذبح عظیم نگذشته و باید ازشون خواهش کنی پخش ماشینشون رو خاموش کنن، چون آهنگش خیلی...

از صدا و سیمایی که هنوز ده روز از واقعه‌ی عظیم نگذشته و تو رو توی بهت پخش شکرآباد قرار میده...

دلگیرم از شهری که در عزای امیر و صاحبش، اونطوری که شایسته‌ست مشکی نشد، اما بخاطر مهمون خود خوانده‌ای که این روزا داره حسابی بنفش شده...

چند شب پیش توی خواب، کربلا بودم. همه‌ی دوستانی که این یازده شب حضورم در حسینیه کنارم گریه می‌کردن هم بودن. انگار حسینیه اونجا بود، یا اونجا حسینیه بود...
سرم روی یک سنگ مزار سفید رنگ بدون ضریح و پوشش بود و گریه می‌کردم، این از ذهنم می‌گذشت که اینجا کربلاست، اینم مزار آقات... باورت میشه؟ باید تشکر کنی برای اینجا بودن، برای حضور در حسینیه...

الهی شکر...

شکر که این روزا صدای آهنگ حسینیمون بلنده... آهنگ حسین حسین حسین

شکر که این روزا حسینیمون آباد هست، اما شکرین نیست. شوره، به طعم اشک

شکر که این روزا حسینیمون رنگی نیست. فقط مشکیه، مشکی عزای آقام اباعبدالله

حسینه...  پناهگاهه این روزا

خانم قاسمی 33 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

محرم امسال را در فضایی گرم و صمیمی ، دوشادوش دوستانی گریستم که گر چه به ظاهر غریبه بودند اما گویا آشنایان قدیمی مهربان ویکدل .وبا اغوشی باز پذیرای تازه واردان.و چه عالی بود مقتل خوانی که شور حسینی را با شعور حسینی همراه کرد.اجرتان با سیدالشهدا

آقای سجادی 62 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

با سلام 14 محفل عصر ظهور بسیار معنوی با دیسیپلین ، با نظم و نوین میباشد و با معرفی شیعه ی علمی و عملی جهت جذب نوجوانان و جوانان فعالیت آینده داری با محوریت شما استاد بزرگوار (خاتمی نژاد) تلاش مینماید به ویژه این جلسات با عطر و بوی نام امام حسین (ع) و شهدا عطر و بوی خاصی از خود نشان میدهد.

خانم شفیعی 23 ساله که در 13 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم رب الحسین.... شکر خدای را که محرم امسال توفیقی نصیبم کرد که زیر خیمه ی رهروان سید الشهداء علیه السلام میان جمعی باشم که دلشان سرشار از محبت اباعبدالله است و اشکشان را نمی شد قیمت گذاشت. جمعی که همه آرزوی نوکری اباعبدالله را داشتند و بعضی ها از جان مایه گذاشتند .« اجرشان با سید الشهداء (ع) » اما از همه ی این ها که بگذریم حال و هوای حسینیه در این دهه شور و شعور دیگری داشت . از زمانی که کلیپ پخش می شد تا شعر خوانی و سخنرانی و مقتل ، دل ها آرام آرام آماده ی روضه می شد. روضه ای که از صافی مقتل عبور می کرد و با معرفت بر دل می نشست . و اشک هایی که از سر معرفت بود.... و متفاوت تر از همه ی شب ها ، شبی که میزبان دو جانباز مدافع حرم بودیم ... از آن شب به بعد حال بچه ها دگرگون شد و حتی شعر خوانی و مقتل خوانی رنگ دیگری به خود گرفت و همه چیز دلچسب تر شد . کاش بشود محرم سال دیگر زیر قبه ی اباعبدالله روضه خوانمان صاحب عزا \"مهدی فاطمه (عج) \" باشد ... آمین یا رب العالمین

آقای قاسمی 37 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم رب الحسین.ع. با سلام خدمت همه خدام با صفا و با حال هیات رهروان سیدالشهدا به خاطر سخنرانیها و مقتل خوانیهای سرور عزیزمان جناب دکتر سید محمد خاتمی نژاد که اگر به راهنمایی های ایشان طی طریق طریق می کردیم و در تمام جلسات دهه اول محرم امسال در هیات حضور می داشتیم می توانستیم توشه یک سال زندگیمان و اگر اغراق نکنم توشه یک عمرمان را مخصوصا شب عاشورا و شام غریبان که برای حقیر مانند شب قدر بود به همراه ببریم را ،خدا قوت می گویم و امیدوارم همیشه احوالمان عاشورایی باشد و ماندگار نه حالی باشد و زودگذر. انشاالله اگر حبیب راه باشیم و استوار و با راهنمایی های سید عزیزمان جلو برویم آینده دنیوی و اخروی خوبی در پیش داریم .به جمله ای که عرض کردم چند وقتی است یقین پیدا کردم و عرض می کنم اگر در این چند سالی که در محضر سید هستم در این مسیر استوار نبودم به دلیل کوتاهی خودم بوده است . به هر حال از خدای متعال خواستارم که در این مسیر پا به رکاب سید غلامان هیات رهروان سیدالشهدا باشیم و ما بتوانیم باری از دوش ایشان به دلیل خطرات و مشکلات راه پر مشقت که در سر راه ما رهروان علی.ع. برداریم یا حداقل باری اضاف نکنیم. به امید خدا دعای همگی ما در هیات رهروان فرج آقا صاحب الزمان.عج. باشد .دل امام زمان را شاد کنیم با حداقل( تقوای زبانمان ) شادی روح شهدا از صدر تا کنون صلوات.

خانم حسین آباد 24 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف حسین(ع) است. هیچوقت یادم نمی رود محافلی را که شهدا همراهم بودند، سلام هایی که به مولایم می دادم و اشک هایی که به گونه ام می لغزید، همراهی برای متحد شدن باهم... اینجاست که یاد صحبتی از استادمان می افتم که به نقل از ائمه می گفتند کشتی حسین (ع) سریع تر است. مراسمی که مطلعش با شعر نسیمی جان فزا می آید، بوی کرب وبلا می آید بود و هرشب ورد زبانم شده بود. امامم من به در خانه کرم تو آمدم تارزق امسالم را بدهی. تلاش شما عزیزان در این محافل واقعا ستودنی بود.از تلاش تدارکات تا کارهای فرهنگی متفاوت مانند ویژه نامه قیام تا چای ریزها وخادمان عزیز سپاسگزارم.

خانم براری 26 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

اگربی تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاری ها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود. «در محضربهجت، ج1، ص97» کیست مرا یاری کند هنوز هم ادامه دارد... شاید دیگر فرصتی نباشد، گناه دست و پایمان را بسته، قساوت قلب گرفته ایم، قساوتی که جلوی اشک را هم می گیرد، دلی که قساوت گرفت سنگین می شود و یارای صحبت کردن هم نمی ماند.دلِ سنگین حُب نمی داند. سخت است دیر متوجه اشتباهت شوی ولی خوب است که بدانی هنوز زمان جبران هست. سخت است بفهمی تا بحال مُحب هم نبودی!!! ولی روزنه ی امید را می بینی وقتی بفهمی تو را خوانده. آنچنان که شایسته ی اوست او را بشناسی و مُحبش شوی، آخرخودش تو را به مجالس محرم اش دعوت کرده، که اشک چشمانت بشود بصیرتِ دلت. عجیب است... تاریخ تکرار می شود، بارها ذهنم درگیر این شده که کارِکوفیان با امامِ زمانِ خود مثلِ کارِ ما با امامِ زمانِ خودمان است. کاش وقتی ندا \"لبیک یا حسین\"یا وقتی ندای یالَیتَنا کُنا مَعَک سر می‌ دهیم به این هم فکر کنیم که آن زمان نبودیم، ولی فرصت هست، الآن که هستیم... لا اقل امامِ زمانِ خود را یاری کنیم... اندکی تأمل کافیست.... در آخر خدا قوت میگویم به تمامی خادمان امام حسین(ع) که محفلی متفاوت را با یاریشان رقم زدند، در و دیواری که امسال واقعاً رنگی دیگر داشت. آیا نباید در این فکرباشیم که از کسی که خداوند برای اصلاح جامعه قرار داده بخواهیم که بیاید؟! «درمحضربهجت، ج1، ص108»

آقای سلیمی 28 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

امسال هوس کربلا با نسیم جان فزای شهدا به سرمان زد. امسال یاد گرفتیم چگونه با سکوت و سخن خود کربلایی و رهروی واقعی سیدالشهدا علیه السلام بشویم. امسال ان شاءالله با شهدا کربلایی می شویم و نوای یا حسین را در بین الحرمین سر می دهیم. به امید اینکه از این قافله جا نمانیم...

خانم عاشقی 28 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

می گويند سفر جز عمر آدمی محسوب نمی شود، چهارده محفل سوگ برای من سفری بود به ماورای زمين، به جايی ميان آسمان و زمين. هنوز باورم نمی شود امسال۱۴ محفل سوگ را حضور داشتم، دلم هر روز تنگ تر می شود برای آن شب ها. شب هایی پر از نوای قرآن، پر از زيارت عاشورا و پر از ياد شهدا و دعای وحدت و.... باورم نمی شود دوازده شب نماز جماعت را کنار آدم هایی که شام غريبان شان کربلايی بود،خواندم. گويي به آسمان وصل شده بودند، نوای خوش ناحیه مقذسه از زبان استاد و آقا صفری بود که آدم ها را غروب به اینجا رسانده بود، حضور عکس شهدا در حسینیه يا چیز ديگری نمی دانم... يا آن شب که استاد راجع به رسول ترک و چايي ريز ها صحبت کرد بخير ، چه قدر دلم می خواست جای آن ها باشم . چه قدر آن شب جا تنگ بود اما دل که باز باشد چه حاجت به جا برای اين بدن زمينی. يا آن شب که از داخل مهد کودک تمام سعی مان را می کرديم صدای استاد را بشنويم بخیر...تک تک محفل ها پر از حال خوب و خاطره بود . خدايا هر روز و هر شب هم موسسه های عزيز تر از جانم را پر از حال خوب قرار بده. یاعلی

خانم خلف خانی 32 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

به نام خدا . . . میگویند زن های عرب که دلشان میگیرد راه کج میکنند به سوی حرم شما،آقا.. شیعیان مدینه کارشان که گیر میکند،روزگار که سخت میگیرد،یک راست میروند پشت دیوارهای بقیع و مادرتان را قسم میدهند به شما؛به شما که مشکل گشای دلهایی.. یا اباعبدالله... نه راهی به مدینه دارم نه به کربلا؛مانده ام در این شهر پرالتهاب و حسینه ای در این شهر،حسینیه رهروان سیدالشهدا.. محفلی پرسوز و پراز معرفت.محفلی که نذر کردیم برای دلهای خسته مان و عقده گشایی ازدلهایمان و افزایش معرفتمان درآن حاضر شویم. حس معنوی حاصل ازعزاداری،تصمیم به توبه، به بهتر شدن،تقوای زبان،گریه برسرور و سالارشهیدان،تصمیم به اینکه بعدعاشورا حسینی و حسینی تر شویم...... ان شاءالله حاصل ماست از حضور در این محافل.

خانم نجارچی 46 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم
زیارت ناحیه مقدسه
سلام بر آن بدن های برهنه و عریان در بیابان و درندگان خونخوار برگرد آنان میگشتند
سلام بر تو ای ملای من و بر فرشتگانی که برگرد بارگاه تو پر میکشند و اطراف تربتت اجتماع کرده اند و در آستان تو طواف میکنند و برای زیارت تو وارد میشوند...
14شب محفلی همنوا باناله های حضرت زینب و منبری متفاوت و مقتل خوانی زیبا ان شاءالله حضور در این مراسم ها تسلی بر قلب امام زمان باشد.
اجرکم عندالله.

خانم ایرانمنش 30 ساله که در 9 محفل سوگ حضور داشته اند.

سلام

برای من که متفاوت بود.دهه اول محرم امسال را می گویم .آنقدر متفاوت که حسرت تمام شدن تک تک لحظاتش را  میخورم .
 اغراق  نیست که بگویم  در تمام عمر خودم به دنبال گمشده ای بودم .امسال آ ن را یافتم . اما چه حسرت بزرگیست دیر به محبوب رسیدن . اما ته وجودم از یافتن این راه  وصال خرسندم . ولی باز خیلی راه دارم تا وصال .
خیلی خوشحالم خدای بزرگ من رو قابل دانسته  و با جمع این دوستداران سید الشهدا آشنا کرده . 
متاسفانه من سعادت حضور در تمام محافل رو نداشتم  و فقط  در 9 محفل توانستم شرکت کنم  .
اجر همگی  با سید الشهدا .
التماس دعا .

آقای غفوری 36 ساله که در 13 محفل سوگ حضور داشته اند.

 بسم رب الشهدا و الصدیقین

این الطالب بدم المقتول بکربلا

 اباالفضلي ها  مرام عباس، حمايت از ولايت تا آخرين قطره ي خون بود ، مسلك عباس، پيروي از امامت تا آخرين لحظه ي عمر بود.تمام تلاش‎ها و موضع‎گیری‎های او در مسیر ولایت قرار داشت ؛ چون خط سیاسی او پیوسته بر اطاعت از امام و مخالفت رفتاری و گفتاری با دشمنان امام استوار بود. او، این ویژگی را تا لحظه شهادت زنده نگه داشت که بهترین گواه بر این سخن، تقاضای دشمن برای جدا شدن او از صف هواداران ولایت و رد کردن آن از سوی حضرت عباس(علیه‎السلام) بود.
 فریاد کشید و گفت: «دست‎هایت بریده باد! خداوند تو و امان‎نامه‎ات را لعنت کند. آیا به ما امان می‎دهی، در حالی که پسر رسول خدا (ص)امام حسین(علیه‎السلام)، امان ندارد؟ به ما امر می‎کنی که به اطاعت این نفرین شدگان الهی و فرزندان ملعون و پلید آنان در آییم؟».

سلام بر تو ای ابالفضل! اي الگوی ولایت مداری، قسم به نامت ، ما عزاداران كربلايت، بر مرامت بوده ايم ، هستيم و خواهيم بود .

سیزده محفل پر بار را با افتخار میهمان آقا و سرورمان بودیم و نحوه برنامه ریزی و محتوای ارائه شده بسیار متعالی و ارزشمند بود خدا به تمامی خادمانش خیر جزیل و اجر کثیر دهد و بنده حقیر را در کنترل زبان که سر منشا اکثر گناهان است موفق گرداند که لازمه آن حضور بیشتر در محافل ذکر و مرور مستمر توصیه ها و روایات و دروس مکتسبه میباشد.


اللهم عجل لوليك الفرج
1395/07/28

خانم ع 37 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

هوالمحبوب
باسلام واحترام
 اینجا قشنگترین زمان رابرایت تقسیم بندی کرده اند : "هیات رهروان سیدالشهداعلیه السلام"
(14محفل سوگواری به نیت چهارده معصوم علیه السلام)
اینجا دلت رازلال می کنندبا:
**14محفل صحبت کردن بنده باخدا(بااقامه نمازاول وقت مغرب وعشا)
**14محفل گفتگوی خدابابنده(دریک صفحه تلاوت قرآن باترجمه)
**14محفل محفل دلنشین عشق ودلدادگی (درقرائت زیارت عاشورا)
** 14محفل یکرنگ شدن ویکدل شدن واتحادبرادران وخواهران دینی بانمایش دستان بهم گره خورده(درقرائت دعای وحدت)
**14محفل خلوص یادوخاطره شهداو شهادت
**14محفل توضیح وتشریح وقایع کربلا(همراه بامقتل خوانی دلنشین)
**14محفل تلنگر،برای انسانیت وکامل شدن،زیباشدن وزیباسخن گفتن درکلام ائمه واهل بیت علیه السلام(باسخنرانی جناب دکترخاتمی نژاد)
**14محفل برای حسینی شدن وحسینی زیستن  شوروشعوروعشق حسینی درحرم حسینی(بامداحی ذاکران اهل بیت علیه السلام)

*به امیدبرگزاری چنین مراسمی درشهروسراسرکشورعزیزمون*

تشکروسپاس فراوان ازکلیه دست اندرکاران بااخلاص، دربرنامه ریزی واجرای این مراسم کم نظیر
اجرکم عنداا...
یاعلی مدد

خانم اسکندری 18 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

لبیک یا حسین یعنی اینکه در معرکه جنگ حاضر باشی،

وَلو کُنتَ وَحدَه؛ هر چند تنها باشی،

وَلو تَرَکَکَ النّاس؛ و هر چند مردم تو را رها کرده باشند،

وَاتَّهَمَکَ النّاس؛ وتو را متهم کرده باشند،

وَخَذَلَکَ النّاس؛ و تو راتنهاگذاشته باشند.

"بایدبدانیم که لبیک یک کلمه نیست بلکه یک فعل است
که درسال61هجری 12000آن کلمه بود
وکمتراز100تای آن فعل بود."

باسلام واحترام:
ای کاش بتوانیم ازاین محافل درسهایی بگیریم وبصیرتی پیداکنیم که اگرمولایمان آمدبه بهانه گندم ری اورارهانکنیم وراهش راسدنکنیم که دراین صورت برنده ایم.
کمال تشکردارم ازتمام کسانی که دراین ایام تلاش کردندتامراسمی توام باشوروشعورحسینی برگزارشودوهمچنین ازصحبت های استادعزیزم دکترخاتمی نژادکه واقعابسیارسازنده وعالی بود.
ان شاءالله که بتوانیم به همه ی اونهاعمل کنیم.اللهم عجل الولیک الفرج

خانم کارونی 28 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم
نمی دانم به استحقاق کدامین کار نیک نکرده ام بود که توفیق حضور در محفل عزای ارباب تشنه لب حاصلم شد تا در کنار عاشقانش اشک بریزم و در پناه دل های شکسته شان به رحمت پروردگارم چشم بدوزم.
جای تان خالی، محفلی بود حسینی و مزین به عکس های شهدا. 14 شب با حسینیان نماز جماعت خواندیم، زیارت نامه ارباب را زمزمه کردیم، تلنگری خوردیم، دست های یکدیگر را فشردیم و دعای وحدت خواندیم، خطبه شنیدیم، سینه زدیم، اشک ریختیم و ابراز ارادت کردیم و ثواب اعمالمان را به شهدا هدیه کردیم. هیأت رهروان سیدالشهدایمان پر بود از صدای ضجه های سوزناک عزاداران اباعبدلله. خدا را هزاران بار شکر، اگر زبانم لال، از آمرزیدگان هم نبودیم با آمرزیده شدگان که بودیم. در محفل ما سخن از معاد بود و گناهان بیشمار زبان. حقا که : جِرمُهُ قَلیل ولی جُرمُهُ کَثیر. ما همسگران عصرظهوری با هم قرار هم گذاشتیم. قرار گذاشتیم که در محرم امسال تغییر کنیم؛ اگرچه اندک. خدا کند مثل قرارهای همیشه مان با خدا نباشد. خدا کند حسینی شویم و حسینی بمانیم. خدا کند باری از دوش امام پشت پرده غیبتمان برداریم، اگر برنداشتیم لااقل بار نباشیم.
ان شاء الله خدا به ما بصیرت دهد که بی بصیرت در مسیر پر پیچ و خم شبهه ها سردرگم خواهیم بود و عاقبتمان... خدا رحم کند. راهنما را باید یافت، راه پر از بیراهه است. چنگال گرگ ها انتظار بره می کشد.
دوستان! فتنه جملی در راه است؛ حق را باید یافت، فتنه صفینی در راه است؛ از عمروعاص باید گریخت، فتنه نهروانی در راه است؛ قرآن را باید شناخت.
وای بر ما اگر تیغ بر گردن علی علیه السلام بگذاریم، وای بر ما اگر سجاده از زیر پای حسن (علیه السلام) بکشیم، وای بر ما اگر برای حسین (علیه السلام) نامه بنویسیم و راه بر حسین (علیه السلام) ببندیم.
اگر طالب حر شدنی، فی الحال بسم الله...، راه آشکار است و هدف مشخص، تردید نکن رفیق، بیا، منتظرت هستیم. بیا که بد جور صدای تفرقه می آید، بیا باید به طناب خدا چنگ بزنیم. مباد دیر برسی رفیق، مباد رفیق نیمه راه باشی، مباد فریب وعده های معاویه را بخوری، مباد به پیشانی پینه بسته ها اعتماد کنی و به سجاده نشینی ات دل خوش.
بیا رفیق، بیا و دست در دست ما بگذار، بیا که اگرچه جبهه باطل قوی به نظر می رسد ولی حق پیروز است. بیا این وعده خداست. بیا که: کَم مِن فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَت فِئَهً کَثیرَهً بِإذنِ الله. بیا تا خریداری هست. بیا؛ مهدی فاطمه (سلام الله علیها) چشم انتظار یک دلی من و توست.
اگر آمدی، بمان. اگرچه طعنه ات زنند، اگرچه به اهدافت بخندند و آرمان هایت را به سخره بگیرند. بمان ولی مبادا در صفین کنار علی بجنگی ولی در نهایت ننگ یزیدی بودن را بر دوش بکشی.
بمان؛ هر اتفاقی که افتاد باز هم بمان. بیا و بمان رفیق...


خانم شفیعی 20 ساله که در 13 محفل سوگ حضور داشته اند.

« السّلام علیک یا صاحب الزّمان  »


   هنوز به خوبی به خاطر دارم
 زمانی را که رزق ماه محرم را از امام رضا (ع)          می طلبیدیم  و به عنایت امام امید بسته بودیم.   هیچوقت در باورم نمی گنجید ؛ 
 بودن در چنین محافل با اخلاص و پر از معرفت   نصیبم بشود که امسال عاشورا را برایم با سالهای دیگر متفاوت کند و در کنار کسانی باشم که در هر حالی با یاد سیِّدالشهدا  حلقه ی چشمشان تر می شود  و در هر زمانی ندای « اللّهم عجّل لولیّک  الفرج » را بر زبان دارند .
إن شاء الله  که به نظر و قدوم مبارک شهدا به  این محفل ، حسینی بمانیم !
 

خانم کارونی 26 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

سلام بر لب تشنه حسین که تشنه آب نبود، تشنه لبیک بود. ۱۴ شب در عزای سالار شهیدان لبیک گویان اشک ریختیم و سینه زدیم به امید اینکه دست یاریمان را بگیرد و در لحظه لحظه امتحان عاشوراییمان یاریمان کند. خدا کند آنجا که باید؛صدای یاری هل من ناصر مولایمان را بشنویم و به جای بهانه تراشی بی درنگ و معطلی به سویش بشتابیم. 

یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشیم /شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم

خانم سپهرمنش 33 ساله که در 11 محفل سوگ حضور داشته اند.

اصلا رقیه نه ، مثلا دختر خودت؛

یک شب میان کوچه بماند ،چه میشود ؟

 اصلا بدون کفش ،توی بیابان ،پیاده نه !!!
  در راه خانه تشنه بماند ،چه میشود ؟

  دزدی از او به سیلی و شلاق و فحش ،نه ! 
  تنها به زور گوشواره بگیرد ،چه میشود ؟

گیریم خیمه نه ،خانه و یا سرپناه ،نه !
یک شعله پیرهنش را بگیرد ، چه میشود ؟ 

در بین شهر ،توی شلوغی ،همیشه ،نه !
یک شب که نیستی ،بهانه بگیرد ،چه میشود ؟

اصلا پدر ،عمو و برادر ،نه ، جوجه ای ،
تشنه مقابل چشمش بمیرد ،چه میشود ؟

دست گناهکار مرا روز رستخیز ،
یک دختر سه ساله بگیرد ،چه میشود ؟


امسال محرم تنها نبودیم... 
با مشت گره کرده با فرشته های بی بال هر شب دعای وحدت خواندیم ...
و خط به خط کربلا ...
صدا زدیم ... 
حسین ... 
و قطره قطره آه ...
دعا کردیم : 
ﺇِﻧِّﻰ ﺳِﻠﻢٌ ﻟِﻤَﻦ ﺳَﺎﻟَﻤَﻜُﻢ ﻭَ ﺣَﺮﺏٌ ﻟِﻤَﻦ ﺣَﺎﺭَﺑَﻜُﻢ ﻭَ ﻭَﻟِﻰٌّ ﻟِﻤَﻦ ﻭَﺍلاَﻛُﻢ ﻭَ ﻋَﺪُﻭٌّ ﻟِﻤَﻦ ﻋَﺎﺩَﺍﻛُﻢ ... 
... 
ﺍَﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺍﺟﻌَﻞ ﻣَﺤﻴَﺎﻯَ ﻣَﺤﻴَﺎ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﻭَ ﺁﻝِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﻭَ ﻣَﻤَﺎﺗِﻰ ﻣَﻤَﺎﺕَ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﻭَ ﺁﻝِ ﻣُﺤَﻤَّﺪ ...
الهی آمین یا رب الحسین (ع)

آقای داودآبادی 32 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

سلام خدمت هم سنگران گران سنگم؛
نقطه قوت و وزین این محافل،خواندن ذکرمصیبت ازروی مقتل و بیان نکات اخلاقی-کاربردی ازرساله امام سجاد(بابیان شیوای آقای خاتمی نژاد )بود.
افسوس که به خاطرتداخل ساعت کار و زمان هیئت فقط از۵محفل بهره مندشدم؛ولی اول به خودم وبعدبه دوستان عزیزم توصیه میکنم،فرصت محرم راجهت تدبروتامل غنیمت شمرده وجهت خودسازی همراه بامعرفت وامام زمان شناسی به کار ببریم،
تاانشااله درموقع کارزار،پشت به امام زمانمان نکنیم.
اللهم عجل لولیک الفرج به حق اباعبداله الحسین

آقای قاسمی 19 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم

و ناگهان چقدر زود دیر می شود...
از پیامک هماهنگی برای ذکر هیئت (نسیمی جان فزا می آید )تا هم اکنون که در آستانه دومین جلسه در دهه دوم هستیم به اندازه چشم به هم زدنی گذشت
از شعر \"سلام من به محرم\" در شب اول تا روضه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در شب سوم
شب های طفلان امام حسن (علیهم السلام) ، ذکر جانسوز \"عمو آب\" در شب تاسوعا ، عطر شهدا در شب  عاشورا و روضه های ناتمام...
خدا رو شکر محرمتو دیدم دوباره آقاجون...
کاش این زود گذشتن ها  برایمان معنی نداشته باشد و آن روزی است که یقین داشته باشیم 
کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا...

آقای صفری 28 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

سلام و آرزوی قبولی عزاداری همسنگران عزیز
بنده دل نوشته ای های خودم را در 3 بخش خدمت دوستان عرض میکنم. (مدیریت محترم سایت در صورت صلاح دید هر بخشی را دوست دارید حذف نمایید)




1-
کلیات: خب از اینکه سعادتی نصیب بنده شد امسال برای اولین بار در مراسمات هیئت رهروان سیدالشهدا شرکت کنم بسیار خرسندم از این جهت که در محفل ذکری حضور داشتم که عزیزان و اساتید و بزرگوارانی در این جلسات شرکت میکردند که دنبال به دست آوردن نتیجه و کسب معرفت از این حضور بودن وصرفا برای گذران وقت وعزاداری صرف شرکت نمیکردن و بهترین و شاید نقطه قوت این هیئت شروع مراسم بابرگزاری نماز جماعت بود چیزی که خیلی از مراسمات و هیئت ها از آن تهی میباشد با اینکه یکی از اهداف بزرگ سیدالشهدا بود برای قیام(برپایی شعائر اسلام از جمله نماز) هر چند بنده به علت شرایط شغلی از این امر بی نصیب میشدم بهرحال روند خوب ومثبتی از این جلسات نصیب شد.

2-
نگاه مثبت: شرایط برگزاری هیئت از این جهت که با برنامه ریزی و تقسیم بندی مناسب و آیتم های متنوعی در موضوعات به روز و موثر بود قابل تقدیر میباشد و برداشت های شخصی بنده از انواع این برنامه های روند روبه رشدی در شرایط اخلاقی و اطلاعات و علم نسبت به قبل از محرم را در برداشت.مخصوصا در مورد حدیث امام سجاد علیه السلام: «اَلْمُؤْمِنُ يَصمُتُ لِيَسلَمَ ويَنطِقُ لِيَغنَمَ»؛ مؤمن سكوت می كند تا سالم ماند و سخن می گويد تا سود برد.از سلسله مباحث استاد بزرگوار مطرح گردید چون شخصا در جمعه ای که گذشت ازش استفاده کردم و در جمعی باعث عدم گزند به خود و هم اینکه ضرر نکردم سود بردم. در بخش مقتل خوانی نیز که برای بنده امری نو بود با واقعیات تاریخی کربلا به صورت مستقیم ومستدل وبدون خرافات و تحریف اشنا شدم و...

3-
نگاه نقد: میتوان در بخشهای مختلف مطرح کرد این میباشد که الف -در موضوع استفاده از استاد بزرگوار گاهی اوقات دچار افراط میشدیم و این یک صدایی از این جهت که ایشان مجبور به اجرای سخنرانی بیان تذکرات و نکات یاد آوردی در زمینه های اجرایی ،روضه ،مداحی و... میشدن خب از یه جهت باعث کاهش توان فردی ایشان و شاید عدم تنوع برای مخاطبین و افراد تازه وارد وتداعی شدن این امر که ایشان یه تنه همه کاری انجام میدهند (هر چند در اجرای امور توانا بودن) یک نوع رخوت و یک نواختی ایجاد میکرد. ب-در مورد عزیزان میان دار در مراسم سینه زنی همان طور که از معنای این کلمه بر می اید باید فردی باشد که از شرایط جسمی(قد بلند) مناسب جهت دیده شدن خارج از صف اول  توسط افرادی که در کناره قرار دارند برخوردار باشد تا بتواند هماهنگی مناسبی بین سینه زن ها ایجاد کند واین خلأ در دوسه شب که ناهماهنگی های مکرر در سینه زن ها به وجود آمد مشهود بود. پ- کم کاری در مورد استقبال و به نحوی پذیرش و جذب افراد جدید و مهمانان صورت گرفت ملموس بود به این نحو که بجز ابتدای ورود افراد که توسط عزیزان مورد استقبال قرار میگرفت شاید حرکت و برنامه خاصی برای جذب این افراد نبود به نحوی که همان طور که قبلا عرض شد استاد گرامی از ابتدا در گیر مراسم بودند بعد مراسم نیز مشغول خواندن وتصحیح خوراک فکری فردای آن روز بودن که این خود باعث عدم هم صحبتی و مباحثه دوستان جدید حتی هم سنگران قدیمی میگردید هرچند استاد حتی از عدم خداحافظی دوستان گلایه داشتند که به زعم من درگیری و مشغولی استاد خود به صورت ناخواسته مانعی از این امرمیشد (این ادعا را اینطورمیتوان صحه گذاشت که در اولین شب از مراسم دهه دوم شاید دو یا سه نفر از افراد جدید که در شب های قبلی حضور داشتن در این مراسم شرکت کردن و دوباره اکثر افراد همان دوستان پایه ثابت موسسه بودند) یادم هست بنده در سال87به  دعوت گروهی از دوستان دانشجو به دیدار آیت الله مکارم رفتیم من حقیقتا چون تا آن روز تصویری از ایشان ندیده بودم ایشان را به چهره نمیشناختم و موقع ورود به مجلس هر چه در بالای مجلس یا جای ویژه ای دنبال شخصیتی بودم که تداعی کننده ایشان باشد نیافتم به این منظور از کنار دستی خودم سراغ ایشان را گرفتم گفت: آقای مکارم همان روحانی بودن که ابتدایی درب ورود نشسته بودن واستقبال میکردن از دانشجویان خب این امر(تواضع) یکی از دلایلی بود که بعدا باعث شد بنده بعد از فوت حضرت آیت الله بهجت ایشان را به عنوان مرجع تقلید خود انتخاب کنم.  فکر میکنم اگر ما در اعتماد کردن و طلب کردن دوستان برای حضور در عرصه های مختلف دعوت کنیم نتیجه مثبتی میگیریم همانطور که در قضیه ایجاد دکور جدید و خوراک فکری ها نتیجه آن مشهود گردید.

در آخر شعری از زبان حال حضرت زینب که اکنون به ذهنم رسید تقدیم شما میکنم..

زینبم زینب مضطر منم ********** برما نگویید اجنبی قرآن واز بر منم

عطشان در این دشت بلا******** رحمی کنید بر کودکان حقا شفیع محشر منم

یا رب در این قتلگاه*********** در غم داداش حسین از دیده خون گستر منم

عباس، علمدار حسین******** در نبودت  دیدگان تر منم

هر چه خواستن هتک حرمت نمودن**** معجر از سر گرفتن خاک بر سر منم

از چه گویم در این شهر شام**** غمخوار برادرزاده ی پرپر منم

سختی داغ اهل بیت یک طرف**** دیده امام خود در بستر منم

اما نشان دادم در بزم یزید**** حقا که زینت پدر منم

 

آقای نیک نفس 37 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

اصلا حسین جنس غمش فرق می کند        این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند
من از حسین منی پیغمبر خدا                     فهمیده ام حسین همش فرق می کند


به نام خالق یکتا
 با سلام و احترام
در این شهر پر پیچ و خم و پر بلا ، که پر شده از یزیدیان زمان ، که به راحتی جوان هایمان را غارت می کنند ، اگر بخواهیم حق را از باطل به درستی تشخیص بدهیم و با بصیرت عمل کنیم باید به اهل بیت علیهم السلام متصل باشیم و جایی برویم که با نشان دادن چهره صحیح از اهل بیت علیهم السلام و بیان دقیق فرمایشات آن معصومین و همینطور انتظارات آنها از ما ، در بالا بردن کیفیت زندگی و مهم تر از آن بندگی ما تأثیرگذار باشد .صرف حسین حسین گفتن و گریستن و به سینه زدن کافی نیست ! باید روی همه چیزمان تأثیر بگذارد و به نوعی می توان گفت این محافل و مجالس باید خروجی داشته باشد . حالا در این روزها و در این شب ها و در این شهر پر زرق و برق خیمه ای به پا شده که
می شود در آن دل خوش کرد به خدایی زیستن و خدایی نگریستن . خیمه ای که در آن همه و همه برای کسب معارف ناب اهل بیت علیهم السلام از یکدیگر سبقت می جویند .خیمه ای به نام حسینیه رهروان سیدالشهداءعلیه السلام ، با 14 محفل سوگ سرور و سالار شهیدان،حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام .
راستی یادمان باشد که : امام عشق هنوز منتظر ماست .
 

مطالبی  که در این 14 محفل سوگ سرور و سالار شهیدان ، حضرت اباعبدالله الحسین (ع)  بسیار تأثیر گذار بوده  :
1- سخنرانی بسیار زیبا و تأثیر گذار جناب آقای دکتر سید محمد خاتمی نژاد  ،پیرامون  گناهان زبان و کنترل آن ، که اگر توجه خاصی به این امرداشته باشیم ، بسیاری از مشکلات روزمره ما با کنترل زبان حل می شود که من به نوبه خودم  از جناب آقای دکتر بسیار سپاسگزارم    ،
2- عکسها و نام  و یاد شهدا هستند که ما با دعوت کردن شهدا به این محافل سوگ و با  یاد کردن شهدا نباید بگذاریم که خون شان پایمال شوند و ما باید رهرو شهدا و رهرو سیدالشهدا (ع) باشیم و با شرکت در این محافل سوگ ،جبهه حق را یاری کنیم و دیگران را به این مجالس دعوت کنیم .باشد که عامل به این امر مهم باشیم .
با شرکت در این محافل با مولایمان امام زمان (ع) همدردی کنیم .

چه ها که با دل زینب نکرده این کوفه               تو نی سوار و منم کوچه گرد این کوفه
چه سنگ ها که نشد پرت ،سوی محمل من         به دستهای زن و طفل و مرد این کوفه
من از فراق نگارم عزا گرفته ام و                      گرفته جشن ظفر فرد فرد این کوفه
ادامه دار شده خاطرات کرب و بلا                     چه آتشی ست به پا در نبرد این کوفه
به جای نان و رطب های هر شب بابا                   چه لقمه ها که نصیبم نکرده این کوفه
به خاندان رسول خدا کنایه زدند                      چه داغ کرده دلم ، قلب سرد این کوفه


 

خانم ناشناس 27 ساله که در 8 محفل سوگ حضور داشته اند.

رفتند عاشقان خدا از دیار ما / ازحد خود گذشت غم بی شمار ما / دل هایمان به هم ره این کاروان برفت / 

ای وای ما که گشت علایق حصار ما / یاران زقید وبند علایق رها شدند / ماندیم و خاطرات کهن در کنار ما .

صحبت کردن درمیان باسابقه هایی که سال هاست پای درس امام وشهدا نشسته اند وکار می کنند، سخت است. ... اما
تفاوت بزرگ این شب ها با مجالس دیگر یاد همیشگی شهدا بود ... وقتی دراین شلوغی وهیاهوی شهر، شهیدان را دعوت می کنی یعنی یک برگ برنده ...  
مقتل خوانی، روضه ها را دلچسب تر می کرد ... 
خدای شهدا قدرت جبران گناهان را بده ، کمک کن چون زبیر، قصه دهان به دهان جماعتی نشوم! ...
                                                                                                                                                                بسی گفتیم وگفتند از شهیدان    /    شهیدان را، شهیدان می شناسند ... 


آقای ساربانی 36 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

بریده زبانی که حسین (ع) را با لب تشنه به جهنم بخواند.
بریده بادزبانی که دربرابر ولی زمان بگوید:«... جو آن مرا بس است...».
بریده آن زبانی که بعد ازشکستن حریم آل الله به یاران خبیثش بگوید: «شاهد باشید که من بودم ...»
بریده باد زبانی که...
چهارده محفل سوگ رهروان سیدالشهدا علیه السلام(خصوصا دربخش سخنرانی ونماهنگ) باری دیگر تداعی گر این مفهوم شد که :

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا
عاشورا هرسال تکرار می شود ولی تکراری نیست.

خانم کندی 51 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

به نام خدا...
 حبیبی حبیبی  حسین یا ابا عبدالله .... 
شهیدی شهیدی  حسین یا ثارالله .... 
باسلام و ضمن تشکر از برنامه ریزان و مجریان برپاکننده چهارده محفل سوگ  سالار شهیدان  ، درپناه حق در این راه پایدار و موفق باشید ...تاثیری که این مجلس برمن گذاشت ، شب اخر احساس کردم ما نیز به یک شام غریبان نیاز داریم . قصد این نیست که مقام والای حضرت زینب کبری (ع) زیر سوال و مقایسه شود چرا که ما نیز غریب و مهجوریم ، از مقام {( امام حسین (ع) و زینب کبری (ع) } خیلی دوریم . حضرت زینب (ع) در طی مدت حیاتشان  بعد از شهادت برادر مهجور و غریب شدند وبعد به لقای امام حسین (ع)  می رسند . اما ما در طی سالیان عمر همیشه مهجورو غریب خواهیم ماند . ودر زمان هجرت به ان دنیا نیز چه بسا شایستگی همنشینی با ان بزرگواران را نداشته باشیم این  مصیبت و غربت و هجران است .در پایان از شما سپاسگزارم که این فرصت را به دوستان دادید تا پیامشان را منتقل کنند .... همواره حق یارتان ....

خانم اسدی 31 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

السّلام عَلیَ الحُسَین و عَلی عَلِِِّیِ ابن الحُسَین و عَلی اوْلادِ الحُسَین و عَلی اَصحابِ الحُسَین
براي حسيني بودن ، حسيني ماندن و حسيني مردن هم به شور حسيني نيازمنديم و هم به شعور حسيني
خدا را شکر میکنم که این توفیق را نصیبم کرد که در محافل هیأت رهـروان سیـد الشهـدا علیه السلام هم  به شور حسینی برسیم و هم به شعور حسینی.
و مطالب سودمند استاد بزرگوار، دکتر خاتمی نژاد پیرامون گناهان زبان در جهت افزایش بصیرت ما بسیار تاثیرگذار بود که چه زمانی باید سخن حق بگوییم و چه زمانی باید سکوت کنیم و ان شاءالله به یاری خداوند در عمل هم به کار ببریم.



آقای حیدری 31 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

سلام و ادب و مهربانی تقدیم شما بندگان خوب خدا
دلنوشته خود رو توی سه بخش تقدیم می کنم

بخش اول  در خصوص زبان و سخن گفتن یه کارگاه عملی این است که یه دکمه یا سنگ کوچک رو تمیز کرده و در دهان قرار دهیم این باعث میشه که هر زمان بخواهیم صحبت کنیم باید اون رو از دهان خارج کنیم که دو حالت به وجود میاره 1 زمان صرف میشه و مهلت پیدا می کنیم روی حرفی که می خواهیم بزنیم فکر کنیم و 2 اگر اهمیت بالایی نداشته باشه حوصله بیرون اوردن سنگ رو نکنیم و نتیجه حرف کم اهمیت رو نزنیم


بخش دوم  برای طرح بنر اصلی دکور توسلی صورت گرفت و نتیجه انتخاب شد این طرحی که مشاهده نمودین
صحرا و یا میدان جنگ
سیاهی سپاه دشمن
نجوای که شنیده میشود "هل من ناصر ینصرنی"
تلنگری که در قالب یک حدیث و متنی آمده
و در نهایت تصمیم من مخاطب


بخش سوم
خلاصه می کنم...
هر کجای جلسه سرم رو بالا گرفتم چشمم تو چشم شهدای مدافع افتاد ....

یکی از روزی های محرم امسالم رو با شما به اشتراک میذارم
سوره مبارک توبه آیه 24


ممنونم
دلتون خدایی
کردارتون حسینی
روزتون پر از خوبی

خانم کریمی 32 ساله که در 9 محفل سوگ حضور داشته اند.

بسم رب الحسین

این روزها و شب ها همه یک رنگ می شوند، همه سیاهپوش
این روزها و شب ها در گوشه گوشه شهر یک صدای واحد به گوش می رسد، ای حسین جانم ( علیه السلام)
این روزها و شب ها همه یک جمله را فریاد می زنند، هیهات منا الذلة
این روزها و شب ها چیزی درون دلها بیش از پیش ولوله به پا می کند، حب الحسین (علیه السلام)
روز تاسوعا این جمله را با خود زمزمه کردم : واقعا این حسین (علیه السلام) کیست؟ ای به فدای شما این جان ناقابل ما، که اینگونه همه را در یکجا جمع می کنید، از هر قشر و رنگی، همه یک چیز را فریاد می زنند...
آری این نیز از معجزات خون خداست، مگر می شود خون خدا ریخته شود، هیچ معجزه ای رخ ندهد...
امسال در یکی از گوشه های این شهر، مراسمی بر پا شد و برپاست، که خادمینش جز به رضای حق قدم از قدم برنداشتند، جز این باشد خسر الدنیا و الاخرة در اینجا بیش از پیش معنا پیدا می کند، این خدمت صادقانه دست اندرکارانش باعث متفاوت شدنش با مراسم های دیگر شد، از خودسازی گرفته تا بصیرت دهی به عزاداران سیدالشهدا علیه السلام، به این بصیرت رسیدن که پسر رسول خدا( صلی الله و علیه و اله) بعد از پنجاه سال بعد از وفات پیامبر اکرم( صلی الله و علیه و اله) چرا اینگونه شهید شد؟؟!!ماهیت کاری که سید الشهدا ( علیه السلام) کرد چه بود؟؟!!، که بعد از ۱۴۰۰ سال روز به روز بیشتر رخ می نمایاند، و دستگیری می کند از تمام انسان هایی که فهمیدند که مفهوم اینکه اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید، یعنی چه؟

خانم عالی خوان 32 ساله که در 12 محفل سوگ حضور داشته اند.

باسلام واحترام

صل الله علیک یا ابا عبد الله(ع)

خدای بزرگ را شاکرم که توفیق شرکت در مراسم سوگواری آقا ابا عبد الله الحسین(ع) را امسال ودر هیات رهروان سیدالشهدا قسمت ونصیبم کرد.یک سال انتظار کشیدیم که ماه محرم فرا برسد وسیاه پوش آقایمان شویم وبا مولایمان امام زمان (عج) همدردی کنیم.خدای را سپاس....


مراسم امسال از هر جهت پر محتوا بود.امیدوارم هر سال شاهد حضور  چشمگیر دوست داران در مراسم سوگواری و حضور در جبهه حق باشیم.

از  مدیر محترم موسسه و همگی همسنگران عزیز که در این مدت با حضور خود وفعالیت خود در هر زمینه ای کمک به هر چه پر رونق  برگزار شدن مراسم هیات کردند کمال تشکر را دارم.

اجرتان با آقا ابا عبد الله الحسین(ع)

خانم قربانی 30 ساله که در 10 محفل سوگ حضور داشته اند.

السلام عیک یا اباعبدالله الحسین و علی الارواح التی حلت بفنائک
باعرض سلام و احترام خدمت استاد بزرگوارم و تمامی دوستان عزیز،خدا رو شاکرم بابت همه چیز و بابت آشنایی با این موسسه و هیئت؛چقدر عزاداری امسالم با بقیه سالها متفاوت بود(از لحاظ معرفت،خودشناسی،حسین شناسی و خیلی موارد دیگه)امیدوارم همینطور که عمرمون میگذره و به سنمون اضافه میشه،به معرفت و اخلاص و تقوامون هم اضافه بشه و با حضور در این محافل و کلاسها به خودمون و خدامون نزدیکتر بشیم...
از استاد گرانقدر تشکر میکنم بابت درسهای اخلاق و زندگی ای که به ما می آموزند.
نیازمند دعاهایتان هستم؛دعاگوی شما قربانی.

آقای نعیمی 41 ساله که در 7 محفل سوگ حضور داشته اند.

باعرض سلام خدمت عزاداران سرور وسالارشهیدان ، انشالله همه مابتوانیم بعداز این جلسات پربار ومعنوی درموردگنا هان زبان، زبانمان راکنترل کنیم.به نظرمن این14 محفل سوگ، محفل انس با قرآن واهل بیت دوستی، برادری وهمکاری بودکه انشالله، همه مابتوانیم باحضورموثرخود درطی سال هم جبهه حق رایاری کنیم ودوستان ونزدیکانمان راباخودهمراه کنیم  باتشکرازهمسنگرانی که درزمینه جنگ نرم فعالیت می کنند .

خانم خلف خانی 28 ساله که در 13 محفل سوگ حضور داشته اند.


این‌جا، بینِ دوست‌داران‌تان آقا همه حواس‌شان خیلی به هم هست.
این‌جا، هیچ کس بدونِ آب نمی‌ماند.
این‌جایی که شما، ما را این قدر نسبت به هم رئوف کردید که خانمی توی ازدحام بلند شود و دخترِ چندماهه‌ی دیگری را بچرخاند که بی‌تابی نکند.
این‌جا، همه حواس‌شان به بچه‌ها هست.
خیال‌تان راحت باشد آقا..
چه معجزه‌ای دارد، این روزهای محرمِ شما در هیات رهروان سیدالشهدا علیه السلام...
راستی می شود تمام نشود این روزهای باهم بودنمان در کنار حلقه عشاق شما؟
"نزدیک می کند دل ما را به هم حسین
این اشک روضه نیست، که عهد اخوت است"

خانم محمدی 33 ساله که در 14 محفل سوگ حضور داشته اند.

به نام خدای مهربان
السلام علیک یا اباعبدالله
از سرور شهیدان کربلا و از یارانش ممنونم که مرا به محفل سوگ امسال دعوت کردند خصوصا از حضرت علی اصغر(ع) و شهید حربن یزید ریاحی ممنونم. محافل امسال با سال گذشته متفاوت بود. کلاس درس بود با موضوع گناهان زبان و بصیرت شناسی. از مدرس کلاس، دکتر خاتمی نژاد هم تشکر می کنم. امیداوارم شور و معرفت 14 محفل را نگه دارم.